تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
بسمرقند فرستاد و بعد از آن خبرى از وى نماند « 1 » . درستست كه در اشعار موجود برندق مدحى دربارهء اين شاهزاده ديده نمىشود ليكن چون اواخر عمر شاعر مصادف با ايام اقامت بايقراى مذكور در سمرقند بود بعيد نيست كه برندق چندگاهى بملازمت وى نايل شده باشد اما اولا اختصاصى بوى نداشت بلكه بر فرض امكان فقط او را مدح گفت و ثانيا اگر صحبت اختصاص برندق به كسى باشد قول تقى الدين بيشتر محتمل است كه سخن از ملازمت برندق در خدمت دو پسر تيمور مىكند : نخست جلال الدين اميرانشاه ( م 810 ) به شرحى كه پيش ازين گذشت ، و دوم عمر شيخ كه در حيات پدر حاكم فارس بود و در سفرى كه به آسياى صغير مينمود نزديك بغداد كشته شد ( 796 ه . ) و حق آنست كه برندق را تا چندگاه از دوران شاعرى او منحصرا ملازم اميرانشاه بدانيم و بس . آخرين سالهاى حيات ابن نصرت در سمرقند گذشت و ظاهرا در همان ديار هم جان بجان آفرين داد . تاريخ مرگش در تذكرهء روز روشن سال 815 است « 2 » و تقى الدين كاشى سال « ست و ثمانمائه ( 806 ) » آورده و در صحف ابراهيم سال 816 ثبت شده است . قول تقى الدين ، اگر سهو القلم نباشد ، مطلقا مردود است زيرا در سطور گذشته اشعار شاعر را تا سال 807 نشان داده‌ايم و دو سال 815 و 816 نيز صحيح به نظر نمىرسد زيرا تقى الدين عمر شاعر را قريب بهشتاد سال ذكر كرده و ظواهر حال و اطلاعاتى كه بر رويهم از اشعار او بدست مىآيد ، و اخبارى كه دربارهء ملازمت سلطان بايقرا ابن عمر شيخ ، و حتى سكونت ده سالهء شاعر در هرات ( ؟ ) و امثال اينها داريم مىتوانند دلائلى براى صحت گفتار تقى الدين در رسيدن عمر برندق بحدود هشتاد سالگى بدست دهند . پس برندق كه در سال 757 ولادت يافته بود بايد در سالى نزديك 837 درگذشته باشد ، و تصور مىرود كه در ضبط تقى الدين بجاى سنهء « ست و ثلاثين و ثمانمائه » سال « ست و ثمانمائه » نوشته شده و يا آنكه نظير همين اشتباه در دو تذكرهء « صحف ابراهيم » و « روز روشن » رخ داده و 836 يا 835 به 816 و 815 تبديل يافته باشد . بنابراين مقدمات بايد تاريخ وفات برندق را در حدود سال 835 - 836 هجرى قمرى دانست ، و اللّه اعلم .
هامش
( 1 ) - حبيب السير ، تهران خيام ، ج 3 ، ص 593 - 596 ( 2 ) - نقل از حاشيهء ص 252 كتاب لطائف الطوائف