تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
ما در همه‌حال با غمش دلشاديم * چون غم بسلامتست ديگر غم نيست
*
آن روز كه اين گنبد مينا بستند * وين طارم نه سپهر اعلا بستند نى كتم عدم بود و نه شمع و آتش * نى رشته كه عشق يار بر ما بستند
*
تا در پى مخزن معانى رفتيم * در بحر محيط لامكانى رفتيم ديديم بسى محنت و تاريكى و غم * تا بر سر آب زندگانى رفتيم

7 - برندق خجندى « 1 »

( ابن نصرت ) امير بهاء الدين برندق بن امير نصرتشاه « 2 » خجندى « 3 » از شاعران استاد اواخر قرن هشتم و اوايل قرن نهم هجرى بود و بدربارهاى تيمور و بعضى از فرزندان و نوادگانش اختصاص داشت . با آنكه وى شاعر استاد و تواناست و بدلايل مختلف بر بسيارى از
هامش
( 1 ) - دربارهء او اطلاعاتى بسيار ناقص در مآخذ ذيل مىيابيد : * تذكرة الشعراء دولتشاه ص 417 - 419 * آتشكده آذر چاپ بمبئى ص 319 * لطائف الطوائف ص 252 - 253 * مجالس النفائس ص 19 * هفت اقليم ج 3 ص 434 - 435 * تاريخ نظم و نثر در ايران ص 297 در دو مأخذ ذيل اطلاعات بهتر و موثق‌ترى دربارهء او ملاحظه مىشود : خلاصة الاشعار تقى الدين كاشى و صحف ابراهيم . ازين هر دو كتاب اخير نسخهء عكسى نزد نگارنده موجود است . ( 2 ) - خلاصة الاشعار تقى الدين كاشى نسخهء خطى ( 3 ) - غير از تقى الدين باقى تذكره‌نويسان او را بپيروى از دولتشاه بخارى نوشته‌اند و حال آنكه او خجندى بود و مدتها در سمرقند سكونت داشت . در صحف ابراهيم نامش « برندق خجندى » است .