مىشنيدهاند و از سر نفس و هوى در آن تصرف مىكرده و آن را مقدمهء اشتغال بمشتهيات نفس و اعراض از مخالفت هوى مىساخته و در وادى اباحت و تهاون بشريعت و سنت افتاده و وى ازين همه پاك . . . » و جامى خود كسانى از پيروان او را كه بزينت اعتقاد و ايمان آراسته بودند يافته و نيز كسانى را ديده بود كه از احترام و بزرگداشت سيد نسبت ببزرگان اهل سنت سخن مىگفتند و بعضى كه بصحبت وى رسيده بودند مىگفتند كه ما بكرم ذاتى وى كس نديديم .
از كليات آثار سيد نسخ متعدد در دستست و يك بار بهمت مرحوم سعيد نفيسى در تهران بسال 1337 هجرى شمسى چاپ شده است . مهمترين بخش كليات قاسم انوار غزليات اوست كه متضمن معانى عرفانى و بيشتر چاشنىگير غزلهاى مولانا جلال الدين رومى است .
غير از آن مقطعات و ملمعات گيلكى و تركى و رباعيات و چند مثنوى است كه از آن ميان « صد - مقام » در بيان اصطلاحات صوفيه و مثنوى انيس العارفين ( ببحر رمل مسدس ) مهمتر است .
« رسالهء سؤال و جواب » و « رساله در بيان علم » او بنثر فارسى سادهيى تحرير شده است .
غزلهاى قاسم انوار ، از ميان ساير اشعارش مشهورتر و زيباتر است . اين غزلها بشيوهء شاعران غزلگوى زمان نيست كه دنبال مضمونهاى باريك و به كار بردن تشبيهات و استعارات تازه و كنايات خيالانگيز در وصف احوال مختلف خود يا معشوق يا ذكر اوصاف محبوبان مىگشتند ، بلكه بيانات سادهييست در ذكر احساسات و احوال و مقامات عارفى وارسته و جوياى حقايق . درستست كه سخن قاسم در فصاحت و گيرندگى ، و مسلما از حيث علوّ افكار و حدّت احساسات ، مطلقا بگفتار ملاى روم نمىرسد ، ولى بهرحال شباهتى بين غزلهاى آن دو ديده مىشود و فى الواقع همين شباهتگونه است كه قول قاسم را از بيان همعصرانش ممتاز مىسازد . با اين حال تأثير لهجهء زمان در اشعار او ديده و به آسانى دريافته مىشود كه اين سخنان از شاعريست كه بايد در پايان قرن هشتم تربيت يافته باشد .
ارزش مثنويهاى سادهء او در بيان معتقدات صوفيه و اصطلاحات و عقايد آنهاست كه طبعا بروش همگى آنان همراهست با تمثيلات و ذكر حكايات مناسب با مقام . سادگى بيان در اين مثنويها ، خاصه در « انيس العارفين » بهترين آرايش سخن شاعرست و آن را از مثنويهاى
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 260
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٢٦٠