لنگر نزديك تربتجام باقيست و بفرمان امير عليشير نوايى ساخته شده بود « 1 » .
شاه قاسم در عهد خود ميان اهل تصوف و در مردم عامه نفوذ بسيار داشت و دربارهء او قائل بكرامات بودند و گويا به علت سخنانى كه گاه در غلبات اشواق بر زبان مىراند ، بعضى از متعصبان به دو نسبت اباحه و الحاد نيز مىدادهاند و يا شايد اين تهمت نتيجهء حسدى بوده است كه برخى از معاصرانش ، به علت نفوذ شديد او در ميانهء مردم ، نسبت بوى داشتند ، زيرا در اشعار و آثار موجودش ، مطلقا اثرى از چنين انديشههاى تند نيست بلكه نشانههاى فراوان بر اعتقادات دينى او در آنها مشاهده مىشود ، و ازين گذشته در بيان معتقدات صوفيه نيز مطلب تازهيى كه منجر بتحريك اذهان شود و بدرهم ريختن نظرهاى پيشينيان بينجامد ، به نظر نمىآيد . بنابراين ممكن است در ميان پيروان او كسانى بودند كه دربارهء سيد بمبالغه سخنانى كفرآميز مىگفتند و در كردار خود نيز چنان كه بايد جانب احكام را نمىگرفتند و مردم اعمال آن گروه را بر مرشدشان حمل مينموده و او را نيز همرنگ آنان مىشمردهاند . جامى كه به علت نزديكى بدوران حيات سيد ، و داشتن اطلاعات كافى بيش از ديگران حق اظهار نظر دربارهء قاسم الانوار داشته به همين نحو دربارهء او داورى نموده و گفته است « 2 » . « و بالجمله اهل روزگار در قبول و انكار وى دو فرقهاند و از وى دو اثر مانده است ، يكى ديوان اشعار مشتمل بر حقايق اسرار وى كه انوار كشف و عرفان و آثار ذوق و وجدان از آن ظاهر است ، و ديگر جماعتى كه خود را منسوب بوى مىدارند و مريد وى مىشمارند . اين فقير بعضى از ايشان را ديده و احوال بعضى را شنيده ، اكثر ايشان از ربقهء دين اسلام خارج بودند و در دايرهء اباحت و تهاون بشرع و سنت داخل ، و مىشايد كه منشاء اين آن بوده باشد كه مشرب توحيد بر خدمت سيد قدس سره غالب بود و نظر در جميع امور بر مبداء داشته و بساط اعراض و اعتراض را بالكليه طى كرده بودند و بمقتضاى كرم ذاتى كه داشته است فتوحات و نذورى كه مىرسيده همه صرف لنگر مىبوده ، اصحاب نفس و هوى را مقصود آنجا حاصل بوده و مانعى نه ، جماعتى از اهل طبع مجتمع شده بودهاند و از معارف وى سخنان
هامش
( 1 ) - در اينباره رجوع شود به تحقيق آقاى على اصغر حكمت ، مقدمهء مجالس النفائس چاپ تهران 1323 صفحهء يح - يط
( 2 ) - نفحات الانس ص 593