پهناور « مغول كبير » را در هند بنيان گذاشت .
باتوجه به آنچه گذشت مىتوان يك قرن و اندى دوران تسلط تيموريان را بر ايران چنين خلاصه كرد كه : تيمور با حملات چند سالهء خود بر ايران حكومتهاى محلى را برانداخت و يك حكومت مقتدر كه مركز آن سمرقند بود ، و ايران امروز ما جزئى از آن محسوب مىگرديد ، بوجود آورد كه بنابر عللى كه پيش از اين مذكور افتاد پس از او دچار تجزيه شد چنان كه شاهزادگان متعدد تيمورى جز در عهد شاهرخ ( 807 - 850 ) نتوانستند دولت مقتدرى كه بر قسمت اعظم از متصرفات تيمور حكومت داشته باشد ، تشكيل دهند و بعد از شاهرخ فقط دوران نسبة طولانى سلطنت سلطان ابو سعيد بن - سلطان محمد بن ميرانشان ( 855 - 873 ) كه قسمت وسيعى از متصرفات دولت تيمورى را در اختيار داشت ، و دوران سلطنت سلطان حسين ميرزاى بايقرا ( 875 - 911 ) بر خراسان و گرگان و طبرستان و بعض نواحى مجاور ، قابل توجه است ، و در همين دورههاى طولانى سلطنت تيموريانست كه خدماتى بفرهنگ و ادب ايرانى انجام گرفت .
بر رويهم بايد دانست كه تيموريان اعم از سلاطين يا شاهزادگان اين سلسله .
جز تيمور كه خوى غارتگرى و خونريزى داشت ، باقى مردمى معتدل و گاه مانند شاهرخ متدين و عدالت پيشه و فرهنگدوست و ادبپرور و هنرمندنواز بودند ، و اگر اختلافات بزرگ و تفرق آراء و زدوخورد و ستيزهجويى آنان با يكديگر نمىبود ، مىتوانستند با ذوق فطرى كه در بيشترشان نهفته بود ، خدمات بسيار مهمى بفرهنگ ايرانى انجام دهند ، گواينكه با انحطاطى كه از دوران مغول خاصه از اواخر قرن هشتم هجرى ببعد در تمدن ايرانى ظاهر شده بود ، ممكن بود زحمات مفروضشان چنان كه بايد بنتايجى نينجامد .
هنر در عهد تيمورى
ثروت فراوانى كه با غارت ممالك و نواحى مختلف نصيب تيمور و اولاد و احفاد او و سرداران و رجال درباريش شده بود ، وسيلهء خوبى براى توجه آنان به تجملات دربارى و آباد كردن شهرها و مراكزى از قبيل سمرقند و هرات و امثال آنها گرديد . از جملهء تجملاتى كه اين شاهزادگان متجمل خوشذوق به آنها