اهمال و اغفال نمىنمود و خردمندان كامل از اطراف و اكناف ايران و توران بهرات آمده در آستان مكرمت آشيانش مجتمع مىبودند و بلغاء وافر فراست و فصحاء صاحب كياست از اقطار و امصار عراق و فارس و آذربايجان بدرگاه عالم پناهش شتافته صبح و شام ملازمت مىنمودند ، و آن شاهزادهء عاليشان در تربيت و رعايت تمامى آن طايفهء گرامى كوشيده همه را بوفور انعام و احسان مسرور و شادمان مىساخت ، و هركس از خوشنويسان و مصوران و نقاشان و مجلدان در كار خويش ترقى مىكرد بهمگى همت بحالش مىپرداخت . . . »
فرزند ديگر شاهرخ يعنى ميرزا الغ بيك ، كه حكومت ماوراء النهر داشت و در سمرقند مستقر بود ، مانند پدر و برادر به كار علم و ادب اشتياق وافر نشان مىداد . وى در جمادى الاول سال 796 در قلعهء سلطانيه ولادت يافت و در سال 853 به حكم فرزندش ميرزا عبد اللطيف بقتل رسيد . از سال 814 فرمانروايى ماوراء النهر به دو سپرده شد و او « در وسط بلدهء فاخرهء سمرقند مدرسهيى رفيع و خانقاهى منيع بنا نموده باتمام رسانيد و بسيارى از مزارع و قراء و مستغلات فوايد انتما بر آن بقاع وقف گردانيد و همچنين فرمان داد تا استادان كاردان در آن بلدهء فردوس نشان رصدى بنياد نهادند ، و بطلميوس ثانى مولانا غياث الدين جمشيد كاشانى و جامع كمالات انسانى مولانا معين الدين كاشانى در ترتيب آن بنا داد سعى و اهتمام دادند ، و از نتايج آن رصد زيجى مرتب گشت كه آن را زيج جديد گوركانى گويند و اكنون اكثر تقاويم را از آن زيج استخراج نمايند » « 1 » . الغ بيك خود نيز از علوم رياضى اطلاعات كافى داشت و قسمت بزرگى از اوقات خود را در رصدخانهء مذكور و در مصاحبت علما و رياضىدانان مىگذرانيد و غير از آنها كه خواندمير گفته با رياضىدانان بزرگ ديگرى مانند صلاح الدين موسى معروف به قاضىزادهء رومى و با مولانا على قوشجى معاصر و در امر رصد همكار بوده است .
مرگ شاهرخ در سال 850 مبداء تجزيهء كلى بازماندهء ممالك تيمورى گشت ، زيرا الغ بيك با همه فضل و دانشش نتوانست طغيانهاى پياپى امرا و شاهزادگان تيمورى را فرونشاند و كار او بجايى كشيد كه حتى فرزندش ميرزا عبد اللطيف بر او ياغى
هامش
( 1 ) - حبيب السير ، ج 3 ، ص 21