شد و او را در سال 853 مقيد ساخت و بدست يكى از امرا بقتل رسانيد ، و در اين هنگام هريك از شاهزادگان تيمورى بر گوشهيى از ممالك نياى خود مستولى شده و علم استقلال برافراشته بودند . ميرزا عبد اللطيف پس از يك سلطنت ششماهه كشته و سرش در مدخل مدرسهء الغ بيك آويخته شد ( 854 ه ) و جانشين او ميرزا عبد اللّه بن ميرزا ابراهيم سلطان بن شاهرخ هم از آغاز كار با قيام ابو سعيد نوادهء جلال الدين ميرانشاه مواجه گرديد و اگرچه او را شكست داد ليكن او از ابو الخير خان اوزبك يارى گرفت و عبد اللّه را در نزديكى سمرقند بقتل رسانيد ( 855 ه ) و در همان اوان ميرزا ابو القاسم بابر پسر ميرزا بايسنقر كه برادر خود ميرزا سلطان محمد صاحب هرات و خراسان را كشته بود ، بر آن شهر و بر خراسان و عراق و فارس و كرمان مستولى گرديد ، ليكن جهانشاه قراقويونلو سه ايالت اخير را در سال 857 ه . از وى منعزل ساخت و او خود در سال 861 ه .
بدرود حيات گفت .
در اين گيرودارها سلطان ابو سعيد مذكور كه با كشتن ميرزا عبد اللّه ماوراء النهر را در ربقهء طاعت آورده بود ، بتدريج توانست بر نوادگان شاهرخ غلبه جويد و از خوارزم تا كابل و سيستان را بر متصرفات خود بيفزايد و سپس خراسان و عراق و كرمان را با استفاده از حوادثى كه براى امراى قراقويونلو رخ داده بود ، متصرف شود و يك حكومت قوى بعد از شاهرخ ايجاد نمايد كه تا سال 873 هجرى برقرار بود ، ليكن وى با حريف قوى پنجهيى بنام « اوزون حسن آققويونلو » مواجه گشت و عاقبت در جنگى كه بر سر تصرف آذربايجان با او داشت مغلوب و مقتول شد و با قتل او ممالك تيمورى با هرجومرج جديد مواجه گشت مخصوصا كه اوزون حسن به آتش اختلاف ميرزا يادگار محمد بن سلطان محمد بن بايسنقر بن شاهرخ با سلطان حسين ميرزا نوادهء بايقرا پسر عمر شيخ بن امير تيمور كه بر خراسان مستولى شده بود ، دامن مىزد ، ولى كشاكش ميان اين دو شاهزاده عاقبت ببرانداختن آخرين نوادهء شاهرخ يعنى يادگار محمد ( 875 ه ) و غلبهء سلطان حسين ميرزاى بايقرا منجر شد و او كه مدتى نسبة طولانى ( از 875 تا 911 ) در خراسان و جرجان
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 9
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٩