شيوهء خود ، و متوسط در شعر فارسى ، است كه در نيمهء اول قرن نهم هجرى مىزيست . وى را « شيخ اطعمه » و « شيخ ابو اسحق حلاج » و « بسحق اطعمه » نيز گفتهاند و در شعر « بسحق » ( بسحاق ) تخلص مىكرد . كلمهء بسحق مخفف « بو اسحاق » ( ابو اسحاق ) است ، و چنان كه در املاء قديم فارسى شايع بود بدون واو و الف ( مثل بلقاسم بو القاسم ابو القاسم ؛ و بلفرج بو الفرج ابو الفرج ) نوشته مىشد ( يعنى به صورت بسحق يا بسحاق ) . علت اشتهارش به « حلاج » آنست كه پيشهء پنبهزنى داشت و سبب آنكه لقب « اطعمه » به او دادهاند آن بود كه در شعر خود به وصف انواع طعامها همت گماشت .
اسم او را بعضى « 1 » احمد نوشتهاند و گويا ، در اين مورد او را با شاعر ديگرى بنام « نظام الدين احمد اطعمه » اشتباه كردهاند كه اندكى بعد از بسحق اطعمه در شيراز مىزيست و در اشعار خود مانند سلف خويش بانواع طعامها اشاره مىنمود و در اوصاف آنها داد سخن مىداد و او همانست كه شاه داعى شيرازى در قصيدهيى بمطلع ذيل :
هامش
دنباله از صفحهء پيشين
تهران 1335 شمسى ص 88 .
* صحف ابراهيم نسخهء خطى
* تاريخ ادبيات فارسى ، هرمان اته ، ترجمهء دكتر رضازاده شفق ، تهران 1337 ص 188
* از سعدى تا جامى ( مجلد سوم از تاريخ ادبيات فارسى ) ترجمهء آقاى على اصغر حكمت ، چاپ دوم ص 457 - 467
* هفت اقليم امين احمد رازى ، چاپ تهران ، ج 1 ص 214
*Charles Rieu , Catalogue of the Persian Mss . Vol . II , p . 634* آتشكدهء آذر ، چاپ بمبئى ص 264
* طرائق الحقائق ، معصومعليشاه ، ج 3 ص 24
* تاريخ نظم و نثر در ايران ، سعيد نفيسى ، تهران 1344 ص 296 - 297
* ابو اسحاق و فعاليت ادبى او ، عبد الغنى ميرزايف ، دوشنبه ، 1971
* بهارستان سخن ، مدراس ، 1958 ، ص 360 - 363 ذيل عنوان ابو حلاج ( ! )
* مجمع الفصحا ، هدايت ، ج 2 ص 10
* ريحانة الادب ج 1 ص 170
* كشف الظنون حاج خليفه ، بند 1513
( 1 ) - مانند حاج خليفه ، كشف الظنون بند 1513 ؛ نايب الصدر معصومعليشاه ، طرائق الحقائق ، ج 3 ص 24 ؛ مرحوم سعيد نفيسى ، تاريخ نظم و نثر در ايران ، ص 296 ؛ اته در تاريخ ادبيات ايران ، ترجمهء آن بهمت مرحوم دكتر رضازاده شفق ، تهران 1337 ، ص 188 و غيره .