اندكى بعد از سال 830 بنظم درآورد . موضوع آن سرگذشت قباد پادشاه يمن با وزير اوست .
ترديدى نيست كه كاتبى ميان همعصران خود مقامى بلند داشت و على الخصوص در تتبع شيوهء قدما توانا بود . قصائد متعدد و مثنويهاى او كه در غالب آنها با مهارت بصنايع مختلف توجه شده ، نشاندهندهء قدرت قريحهء وى هنگام درافتادن در مضايق شعر است ، و غزلهايش همگى هم از لطافت ذوق او حكايت مىكنند و هم نظم كلام و استوارى سخن در آنها قابل توجه خاص است . به همين جهاتست كه مؤلفان عهد تيمورى همگان بعلو طبع و مهارتش در شعر اعتراف كردهاند مثلا امير عليشير دربارهء او نوشته است « 1 » كه : « از بى نظيران زمان خود بود ، و بهر نوع شعر كه ميل كرد او را معانى غريبه روى نمود به تخصيص در قصائد ، بلكه اختراعات كرد و بيشتر خوب واقع شد » . دولتشاه با مبالغهء خاصى دربارهء وى نوشته است « 2 » كه « هدايت ازلى در شيوهء سخنگزارى مساعد طبع فياض او بوده كه از بحر معانى چندين لآلى خسروانى از رشحات كلك گوهربار او ترشح يافته ، ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء ، معانى غريبه صيد دام او شده و توسن تند نكته دانى طبع شريف او را رام گرديده »
با تمام اين اوصاف بايد دانست كه كاتبى بيشتر بسبب توجه خاص خود بصنايع و تكلفات شعرى نزد سخنشناسان قرن نهم چنان بزرگ جلوه كرده است نه بسبب غزلهاى لطيف و آبدار خود كه با احتواء بر معانى بلند عارفانه و نازكيهاى مضامين عاشقانه حقا بسيار دلانگيزتر و ماهرانهتر از همهء انواع سخن اوست ، و همچنين نه به علت توانايى و مهارت اعجابانگيزى كه در خلق معانى و رعايت قواعد سخنورى حتى در مشكلترين التزامات شعرى خود داشت . او بىترديد از تواناترين استادان قرن نهم در مقام مقايسه با استادان بزرگ قصيدهسراى پيشين است .
قصائد كاتبى يا در مدح سلاطين و رجال معاصر اوست ، يا در منقبت ، يا در مصيبت شهيدان كربلا و يا در موعظه ، شاعر در غالب آنها بجوابگويى استادان گذشته خاصه از خاقانى و كمال الدين اسمعيل ببعد نظر داشته است . ممدوحان وى عبارتند از بايسنقر ميرزا
هامش
( 1 ) - مجالس النفائس ( لطائفنامه ) ص 10
( 2 ) - تذكرة الشعراء ص 429