را مربوط بسال 838 دانسته و ماده تاريخى از مولانا بدر الدين شروانى ( نماند كاتبى و ماند نام او بجهان ) آورده و بعضى از تذكرهنويسان همين تاريخ را تكرار كردهاند « 1 » . ويرا در استراباد بيرون زيارتگاه امامزاده معصوم ، در گورستان نه گوران ، به خاك سپردند « 2 » .
آثار كاتبى متعدد و مجموع آنها رسانندهء اين معنى است كه اين مرد وارستهء شاعر پيشه غالب اوقات و احوال خود را در اشتغال بشعر و خلق بعضى از آثار و تقليد بعضى ديگر آنها از استادان پيشين مىگذراند . قسمتى ازين آثار خاصه منظومههايى از قبيل « گلشن ابرار » ( تقليد از مخزن الاسرار ) ، ده باب ( تقليد از بوستان سعدى ) ، محب و محبوب يا سى نامه جوابگوييهاى اوست بر آثار گذشتگان ، و قسمتى ديگر نتيجهء تفننهاى ويست در صنايع شعرى و هنرنماييهاى فنى مانند دو منظومهء مشهور « مجمع البحرين » « 3 » و « ده باب تجنيسات » « 4 »
قصائد كاتبى هم كه همگى منتخب و استادانه است بنابر عادت شعراى زمان يا در جواب قصائد معروف شاعران پيشين ساخته شده و يا در صورت مبتكر و بقول استادان آن دوره « مخترع » بودن ، تحتتأثير مستقيم شيوهء قصيدهسرايان معروف پيش از كاتبى است .
كاتبى در اين قصايد التزامات دشوارى مىكند حتى التزام « شتر حجره » ، و اين التزام دشوار را چند تن از شاعران قصيدهگوى قرن نهم نيز كردهاند ، چنان كه در بيان حالشان خواهيد ديد . قصيدهء « شتر حجرهء » كاتبى بدين مطلع آغاز مىشود :
مرا غميست شتروارها بحجرهء تن * شتردلى نكنم غم كجا و حجرهء من
و كاتبى در تمام مصراعهاى قصيده ، در تشبيب آن و در مدح و دعا ، دو كلمهء شتر و حجره را آورده و هرجا توانسته است به نحوى مضمونى با آن آفريده است . علاوه بر اين كاتبى در قصائد مصنوع و دشوار خود رديفهاى متنوع و گاه مشكلى را هم به كار برده است يعنى كارى كرده
هامش
( 1 ) - مثلا در رياض العارفين ص 214 و در مرآة الخيال ص 65
( 2 ) - مجالس النفائس ص 11 و 186
( 3 ) - در اين مثنوى تمام ابيات را مىتوان به دو بحر سريع ( مفتعلن مفتعلن فاعلات ) يا به بحر رمل ( فاعلاتن فاعلاتن فاعلات ) خواند چنان كه درين بيت از همان منظومه :اى شده از قدرت تو ماء وطين * لوحهء ديباچهء دنيا و دين( 4 ) - در اين بيت از آن منظومه و همهء ابيات ديگرش قافيههاى هر بيت داراى صنعت تجنيس است ، بديق سياق :اى برحمت در دو عالم كار ساز * جمله عالم را برحمت كارساز