باز با صد برگ آمد جانب گلزار گل * همچو نرگس گشت منظور اولو الابصار گل
ده هزار دينار پاداش يافت و آن مبلغ خطير را چند روزه با مسافران و غريبان و حريفان بپايان برد چنان كه در بهاى يك من آرد درماند « 1 »
كاتبى بعد از چندى از شروان باذربايجان رفت و به خدمت اسكندر بن قرا يوسف قراقويونلو ( 823 - 839 ه ) رسيد ليكن « آن تركمان جلف بغور سخن او نرسيد و به دو زياده التفات و احسانى نفرمود » « 2 » ، پس روى باصفهان نهاد و در آنجا به خدمت خواجه صاين الدين على بن محمد تركه « 3 » از كبار علماى عهد خويش پيوست و ازو كسب فيض كرد و در تصوف و عرفان از خدمت استاد بهرهها برداشت و شايد به همين سبب باشد كه دولتشاه دربارهء او نوشته « با وجود لطافت طبع سخنورى مذاق او را جامى از خمخانهء عرفان چشانيدهاند ، بلكه از لاى وادى فقر بسرحد يقينش رسانيده ، نام و شهرت دنيا در نظر همتش خسى نمودى و شاعر طامع بنزد او ناكسى بودى » « 4 » .
بهرحال كاتبى بعد از مدتى از عراق باستراباد بازگشت و همانجا بود تا درگذشت .
وفاتش را بسبب وباى عام يا طاعون كه در آن شهر در گرفته بود نوشتهاند . امير عليشير گويد كه او در وباى عام استراباد بسال 838 زنده بود و دربارهء آن گفته :
ز آتش قهر و با گرديد ناگاهان خراب * استرابادى كه خاكش بود خوشبوتر ز مشك
اندرو از پير و برنا هيچكس باقى نماند * آتش اندر بيشه چون افتد نه تر ماند نه خشك
و بعد از آن بطاعون در سال 839 درگذشت « 5 » . دولتشاه وفاتش را بسال 839 ه دروباى عام استراباد نوشته « 6 » و همين تاريخ نيز در حبيب السير تكرار شده « 7 » ليكن تقى الدين اين واقعه
هامش
( 1 ) - رجوع شود به تذكرة الشعراء ص 431 ، و هم بروايت تقى الدين و غيره
( 2 ) - دولتشاه ص 432
( 3 ) - دربارهء او رجوع كنيد بمقدمهء چاپ دوم از ترجمه الملل و النحل شهرستانى ، چاپ آقاى جلالى نائينى ، تهران 1335 از ص 36 ببعد .
( 4 ) - تذكرة الشعرا ص 429
( 5 ) - مجالس النفائس ص 11 و 187
( 6 ) - تذكرة الشعرا ص 429
( 7 ) - ج 4 ، تهران خيام ، ص 18 . در نسخهء مطبوع اين تاريخ « 893 » ضبط شده و به نظر مىرسد كه اشتباه چاپى است .