موضع از اعمال ترشيز است و ما بين نيشابور و ترشيز واقع شده است » « 1 » و به همين سبب است كه او را در كتب تراجم گاه نيشابورى نوشتهاند و گاه ترشيزى « 2 » ، ولى او خود در اشعارش انتساب خويشتن را به نيشابور تصريح كرده و گفته است :
همچو عطار از گلستان نشابورم ولى * خار صحراى نشابورم من و عطار گل
دوران جوانى كاتبى در مولد او گذشت و او چنان كه از اشعارش برمىآيد بكسب علوم و فنون عهد خود ، خاصه فنون ادب و شعر توفيق يافت . از جملهء استادانش در نيشابور « سيمى نيشابورى » بود . سيمى خود از شاعران و هنرمندان نامى قرن نهم و از خوشنويسان مشهور آن عهد و بقول دولتشاه « مردى مستعد و ذو فنون بوده . . . و بمكتبدارى و اديبى مشغول بودى و بشش قلم خط نوشتى و در علم كتابت و هنر شعر و علم معما در روزگار خود نظير نداشت و رنگآميزى كاغذ و سياهى « 3 » ساختن و افشان و تذهيب حق او بوده و درين علوم رسايل دارد و در انشاء و تأليف و ترسل و غير ذلك صاحب فن بوده و اولاد اكابر در مكتب او متعلم بودهاند . . . » « 4 »
از جملهء اين شاگردان يكى كاتبى بود كه زير دست استاد فنون مختلف و از آن جمله خوشنويسى و فنون شعر را مىآموخت . مىگويند كه بسبب پيشرفت سريعى كه كاتبى در خط و شعر داشت محسود استاد خود گرديد چنان كه بعداوت با او برخاست و كاتبى كه تغير حال استاد را بفراست دريافته بود ترك نيشابور گفت و روى بهرات نهاد . اين سخنى است كه معمولا تذكرهنويسان مىنويسند ولى حقيقت آن كماهى بر ما روشن نيست و فقط اين نكته مسلم است كه ميان كاتبى و سيمى كار بنقار كشيده بود و كاتبى سيمى را ، كه در اواخر عمر از نيشابور به مشهد نقل مكان كرده بود ، بدزديدن اشعار خود متهم ساخت و چنين گفت :
ميان شهر نيشابور سيمى * چو اشعار مليح كاتبى ديد
هامش
( 1 ) - تذكرة الشعرا ص 429 .
( 2 ) - ترشيز شهرى كهن در خراسانست كه اسم آن را امروز به « كاشمر » تبديل كردهاند و علت اين تغيير نام بر من روشن نشده است .
( 3 ) - سياهى : مركب
( 4 ) - تذكرة الشعراء ص 464