طرائق الحقائق نقل كرده « 1 » و استاد فقيد سعيد نفيسى هم فهرست مفصلى از آن رسائل آورده « 2 » و قسمت بزرگى از اين رسالات تاكنون طبع شده است .
ديوان رائج شاه نعمة اللّه ولى بيشتر از سيزده هزار بيت دارد و مشتمل است بر چند قصيده و مقدار كثيرى غزل و چند مثنوى بىنام و رباعيات . بعضى از اشعار و ابيات اين ديوان منسوب به « سيد » به نظر مىآيد « 3 » و بهرحال همهء آنها از نوع اشعار عرفانى و حاوى اشارات و توضيحات دربارهء عقايد و افكار متصوفه و عادة تكرار مقالات پيشينيان و همهء آنها متوسط و با زبانى بسيار ساده و خالى از هنرنماييهاى شاعرانه و فقط باز گويندهء مقصود شاعر است .
از آن جمله است :
عشقست كه وارسته ز نقصان و كمالست * عشقست كه آسوده ز هجران و وصال است
اثبات مثالش نتوان كرد و ليكن * اين نفى مثال تو يقين عين مثال است
گويند سوى اللّه خيال است و حقيقت * اين نيز خيالى است كه گويند خيال است
از حال چه مىجويى و از قال چه پرسى * مستيم و خرابيم و ندانيم چه حال است
خورشيد ز نقصان و كمالست منزه * ما هست كه گاهى قمر « 4 » و گاه هلال است
با ذات دم از حكم تجلى نتوان زد * اين حكم تجلى بجلالست و جمال است
در خلوت سيد نبود سيد و بنده * در خاطر او غير خدا هرچه محال است
* *
صاحبنظرى كو كه جهان در نظر آرد * يا محرم رازى كه ز عقبى خبر آرد
زنهار مزن تير ستم بر دل درويش * كآن تير ستم تيغ و سنان بر جگر آرد
نيكو نبود تخم بدى كاشتن آرى * گر تخم بدى كارى آن تخم برآرد
هامش
( 1 ) - طرائق الحقائق ج 3 ص 11 - 21
( 2 ) - تاريخ نظم و نثر در ايران ، ص 188 - 189
( 3 ) - از آن جمله است قصيدهيى بدين مطلع :قدرت كردگار مىبينم * حالت روزگار مىبينمكه متضمن پيشگويىهاييست تا قسمتى از دوران سلسلهء صفويه ، و قاعدة بايد در همان زمانها بر ديوان افزوده شده باشد . رضا قلى خان هدايت در مجمع الفصحا ج 2 ص 45 اين قصيده را نقل كرده است با عنوان « در اظهار بعضى از مرموزات و مكاشفات بر سبيل كنايات » .
( 4 ) - سيد « قمر » را بجاى « بدر » به كار برده است .