تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
حيات گفت و شاهرخ با پسران او اسكندر و جهانشاه سه جنگ مقرون بكاميابى داشت تا آنكه جهانشاه با پذيرفتن اطاعت پادشاه تيمورى بحكومت آذربايجان باقى ماند . با توجه بدانچه گذشت كسى كه قسمت اعظم ممالك تيمورى را از سقوط و پريشانى نجات داد شاهرخ است . او نسبة پادشاهى نيكونها و از جملهء بهترين پادشاهان تيموريست . مردى بود ديندار و عادل و صلح‌جو و بخشنده و دوستدار علم و ادب و حامى عالمان و اديبان و خواهان آبادى ، و در همان حال لشكركشى فاتح و كامياب و شاعر و خوشنويس و هنر - دوست . او هرات را كه مستقر حكومت و سلطنتش بود ، با اين همه خصائلى كه داشت ، به صورت مركزى فعال براى ادبيات و علوم و هنر درآورد و آن را محل اجتماع عالمان و اديبان و شاعران و خطاطان و نقاشان ساخت ، و تأليف كتب را تشويق كرد و بهرحال وضعى در عهد خود بوجود آورد كه بعد از او مدتى باقى ماند و بايد گفت كه از عوامل اساسى رونق ادبيات و هنر در عهد تيمورى يكى همين پادشاه و توجهات خاصهء اوست . از ميان پسران شاهرخ ميرزا غياث الدين بايسنقر را نبايد فراموش كرد كه از عوامل اصلى رونق هنر و ادبيات در عهد تيموريست . وى هم بر سيرت پدر مىرفت و اديبان و شاعران و هنرمندان را بزرگ مىداشت و خود شاعر و خوشنويس ماهرى بود چنان كه اقسام خط را بدرجهء استادى مىنوشت و محفل او در هرات مجمع ارباب فضل و هنر بود و بسبب علاقهء خاص بنسخ نفيس عده‌يى محرر و نقاش و صحاف در دستگاه خود داشت تا كتابخانه‌اش را بنفايس آثار مزين سازند ، و از جملهء همين نسخه‌هاست شاهنامهء معروف به بايسنقرى كه از جملهء آثار هنرى بسيار ارزندهء ايرانيست . وفاتش در سى و هفت سالگى بسال 837 در هرات اتفاق افتاد . غياث الدين خواندمير در ذكر فضايل اين شاهزادهء هنرمند چنين نوشته است « 1 » : « . . . با وجود وفور جاه و جلال و كثرت حشمت و اقبال بمجالست ارباب علم و كمال بغايت راغب و مايل مىبود و در تعظيم و تبجيل اصحاب فضل و هنر در هيچ وقتى از اوقات
هامش
( 1 ) - حبيب السير ، چاپ تهران ، كتابخانهء خيام ، ج 3 ، ص 622
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 7 | ذبيح الله صفا