تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
گفتار امين احمد رازى در اين باب آسانتر است كه گفت : در آخر عمر از خلق انقطاع جسته در اسفريز اقامت مىنموده تا فوت گشته » « 1 » تاريخ وفات او را دولتشاه و تقى الدين 816 نوشته‌اند و اين سال مصادفست با نهمين سال از فرمانروايى شاهرخ كه لطف اللّه او را در دوران پادشاهيش مدح گفت و چون ميدانيم كه شاعر در چندسال آخر حيات از خلق گوشه گرفت و طبعا ترك مداحى سلاطين گفت ، پس سال مذكور بايد صحيح باشد تا فرصت گوشه‌گيرى چند سالهء واپسينش بشمار درست آيد . در اين صورت صحت سال 810 كه در مجالس المؤمنين « 2 » و خزانهء عامره « 3 » آمده مخدوش مىگردد . قول هدايت « 4 » نيز كه سال وفاتش را 786 نوشته چنان نادرستست كه ما را از هرگونه بحثى دربارهء آن مستغنى مىدارد . قريب هشتصد بيت از اشعار لطف اللّه نيشابورى را تقى الدين كاشى در خلاصة الاشعار نقل كرده است . استاد فقيد سعيد نفيسى نوشته است « 5 » كه : « ديوان وى نزديك چهار هزار بيت بدستست . » ، من هنوز آن ديوان را نديده‌ام ولى از آن مايه شعر كه تقى الدين نقل كرده آشنايى با بسيارى از مطالب دربارهء احوال و شيوهء شاعرى « لطف » و حكومت دربارهء نحوهء سخنورى او ميسر است . لطف اللّه شاعرى است قصيده‌گوى و در اين نوع از شعر توانا و جانشين قصيده‌سرايان بزرگ خراسان است با تفاوتهايى كه نتيجهء گذشت ايام و تحولات تدريجى زبان مىتواند بود . اگر قصايد او را با قصايد ابن يمين مقايسه كنيم آنها را در بنياد بهم بسيار نزديك مىيابيم ، و او هم مانند آن استاد مقدم و مشوق خود در قصايد سخنى سهل و روان دارد كه خلاف قصيده‌گويان قرن هفتم و هشتم و متابعان خاقانى و سلمان از بلاى تكلفات و
هامش
( 1 ) - هفت اقليم ، چاپ تهران ، ج 2 ص 265 ( 2 ) - مجالس المؤمنين ص 502 ( 3 ) - خزانهء عامره ص 397 ( 4 ) - مجمع الفصحا ج 2 ص 29 ؛ رياض العارفين چاپ دوم ص 215 ( 5 ) - تاريخ نظم و نثر در ايران ص 210
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 211 | ذبيح الله صفا