تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
شتر حجره را گر نكو گفته است « 1 » * شتر گربه‌ها نيز دارد بسى
كاتبى بر شاعران پيشتر از خود هم رحم ننموده و روان « حسن دهلوى » و « كمال حجندى » را در گور بدينگونه آزرده است :
گر حسن معنى ز خسرو برد نتوان كرد عيب * ز آنكه استادست خسرو ، بلكه ز استادان زياد ور معانى حسن را برد از ديوان كمال * هيچ نتوان گفتن او را دزد ، بر دزد اوفتاد ! « 2 »
گاهى اين اعتراضات در پوشش مطايبه بيان مىشد ولى مقصود گوينده همان بود كه ديگران بصراحت بيان مىكردند . اعتراض جامى به ساغرى از جهت خالى بودن ابيات او از معنى بدين نحو بيان شده است :
ساغرى مىگفت دزدان معانى برده‌اند * هركجا در شعر من معنى رنگين ديده‌اند ديدم اكثر شعرهايش را ، يكى معنى نداشت * راست مىگفت آنكه معنىهاش را دزديده‌اند .
هامش
( 1 ) - كاتبى يك قصيده برديف شتر حجره دارد ، باحوال او مراجعه كنيد . ( 2 ) - يعنى : دزد بدزد زد