اى گرسنگان سفرهپرداز * وى سوختگان آتش آز !
بهرحال بسحق با مجموعهيى كه در وصف اطعمه ترتيب داد و با شوخ طبعى و هزل و گاه طنزى كه در آن اوصاف پيش گرفته هم موضوع تازهيى بر موضوعات ادبى فارسى افزوده و هم سبكى خاص در اين راه پديد آورده كه بعد ازو مورد تقليد قرار گرفته است ، مثلا اندكى بعد ازو شاعر ديگرى بنام نظام الدين احمد در همان زادگاه بسحق ، يعنى شيراز ، ظهور كرد كه دنبال كارش را گرفت و چندان دربارهء اطعمه سخن گفت كه او هم مانند پيشرو خود لقب « اطعمه » گرفت « 1 » .
و نيز چندى بعد از بسحق اطعمه شاعر ديگرى بنام نظام محمود قارى يزدى همان عمل بسحق را در راه توصيف انواع البسه انجام داد . وى ظاهرا در نيمهء دوم قرن نهم مىزيست و غير از عدهيى از متقدمين آخرين شاعرانى را كه براى جوابگويى انتخاب كرده شاه قاسم انوار ، عصمت بخارايى ، كاتبى نيشابورى ، خيالى بخارايى و آذرى طوسى هستند . ديوان او را مرحوم ميرزا حبيب اصفهانى در استانبول بطبع رسانيد و ارزش آن فى الواقع در ذكر انواع پارچهها و پوششها و اسامى و اوصاف آنهاست اما مهارت بسحق در او ديده نمىشود .
انواع ديگر شعر
انواع ديگر شعر از قبيل مرثيه ، هجو ، ساقىنامه ، ماده تاريخ و نظاير اينها به همان شيوه و روش كه در دوران پيش ديديم در اين عهد رائج بود و اگر انواع شعر را بحسب قالب و ظاهر آن مورد توجه قرار دهيم غير از قصيده و غزل و مثنوى كه در صحايف اخير بسيار دربارهء آنها سخن گفتهايم ، انواع ديگرى مانند تربيع و تخميس و تسديس و حتى تثمين ، تركيببند ، ترجيعات ، رباعى ، مقطعات بوفورد در ديوانهاى شاعران ديده مىشود و معانى و مضامينى كه در آنها به كار مىرفت از همان نوع مطالبى است كه تاكنون گفتيم از قبيل مدح ، هجو ، هزل ، حكمت ، عرفان ، منقبتگويى و جز آنها .
اعتراضات شعرا بر يكديگر
از مسائلى كه نمىتوان ناگفته گذاشت طعن و تسخر شاعران اين دوره است بر يكديگر دربارهء اينكه چگونه ديوان عمرو و زيد را دزديده و شعر اين و آن را بنام خود كرده يا مضمونهاى كسى را
هامش
( 1 ) - دربارهء او باز ، هنگام بيان احوال بسحق ، سخن خواهيم گفت .