و منظومهيى ببحر رمل از سيد نعمة اللّه ولى كه در ديوانش بىاسم و رسم خاصى مىبينيم ، و عشق نامهء شاه داعى شيرازى و سلامان و ابسال جامى كه همهء آنها بشيوهء مولوى ، ولى نه بدرازاى سخن او ، همراه با ذكر شواهد و امثال و حكاياتست . مثنويهاى متعدد ديگر مثل گلشن ابرار كاتبى ، سه نامه يا محب و محبوب و تحفة الاحرار و سبحة الابرار و سلسلة الذهب و صفات العاشقين هلالى و بعضى از مثنوىهاى شاه داعى و غيره معمولا بر وزنها و بشيوهييست كه نظامى اتخاذ كرده و ليكن اساس كار شعرا در آنها بر ذكر معانى حكمى و عرفانيست .
نظير همين احوال را هم در اشعار اخلاقى اين عهد مىبينيم كه عادة در آنها معانى عرفانى و اخلاقى بهم آميخته است . بسيارى از قصائد را از شعراى مختلف مىيابيم كه در زهد و موعظه و ذكر نصايح و تشويق خواننده باعراض از زخارف دنيوى و امثال آنها سروده شده و يا مثنويهاييست كه گاه بتقليد از بوستان سعدى و يا مخزن اسرار نظامى و يا بر وزن و بشيوهء مثنوى مولوى بنظم درآمده مثل ده باب تجنيسات كاتبى در مسائل اخلاقى ببحر رمل و مثنوى لطف اللّه نيشابورى بر وزن مخزن الاسرار حاوى حكاياتى در اخلاق ، و مثنوى گنج روان شاه داعى بر وزن و بشيوهء بوستان سعدى . در اين مثنويها ، فى الواقع تعيين حدود و فواصل بين مشربهاى عرفانى و تربيتى دشوار است ، چنان كه در منظومهايى كه بعنوان اشعار عرفانى گفتيم هم نشان دادن چنين حد فاصلى آسان به نظر نمىآيد . علت اين امر آنست كه با نفوذ شديد تصوف در روحانيات مردم ايران كه از قرن هفتم ببعد حاصل گرديد ، زندگانى و افكار و اعمال پيشروان تصوف سرمشق تفكر و نمونهء كار و كردار محسوب مىگرديد و هنگام بحث در تربيت و اخلاق از تعاليم صوفيان همچنان استفاده مىشد كه از دستورهاى اخلاقى و راهنماييهاى شرع و متشرعان .
معما
از انواع بسيار رائج شعر در اين دوران معماست . دربارهء معميات و كتبى كه در شرح و توضيح آنها تأليف شده باشد پيش از اين سخن گفتهايم و اينك بايد بدانيم كه در قرن نهم معما از انواع بسيار متداول در شعر فارسى و از وجوه اظهار مهارت و استادى در سخنگويى و يكى از طرق امتحان حدت ذهن و سرعت انتقال بود . هرچه از اوايل اين عهد باواخر آن نزديكتر شويم رواج اين نوع شعر را بيشتر و توجه شاعران را بدان زيادتر