شاعرى ديگر از همعصران هاتفى بنام ميرزا قاسم گنابادى چند منظومه از نوع حماسههاى تاريخى دارد يكى دربارهء سلطنت شاهرخ بن تيمور بنام شاهرخنامه در پنجهزار بيت و ديگرى دربارهء شاه اسمعيل و شاه تهماسب بنام « شهنامهء قاسمى » و ديگرى دربارهء شاه تهماسپ بنام « شهنامهء نواب عالى » . دربارهء اين منظومها و آثار ديگر ميرزا قاسم گنابادى بجاى خود سخن خواهم گفت « 1 »
مهمترين منظومه از نوع « حماسههاى دينى » را مولانا محمد بن حسام الدين مشهور بابن حسام ( م 875 ه ) در اين عهد سروده است . نام اين منظومهء « خاوراننامه » است و شاعر آن را بسال 830 هجرى در ذكر سفرها و جنگهاى على عليه السلام در سرزمين خاوران سروده است و هنگام بيان احوال ابن حسام دربارهء آن باز سخن خواهيم گفت .
داستانسرايى
با همهء كوششهايى كه شاعران اين عهد در ابتكار موضوعات جديدى براى داستانهاى منظوم خود مىكردند ، در مبانى كار خود پيرو داستانسرايان بزرگ پيش از خود خاصه نظامى و خسرو و متابعان آنان در قرن هفتم و هشتم بودهاند . شيوهء عمومى عهد در يافتن معانى دقيق و نكتههاى باريك البته درين نوع از شعر نيز مؤثر بود . از ميان داستانهاى منظوم متعددى كه در تذكرهها بگويندگان اين عهد نسبت دادهاند ميتوان اينها را ذكر كرد :
از بين مثنويهاى كاتبى ( م 839 ) شاعر معروف اوايل اين عهد بعضى مثل ناظر و منظور ( معروف به مجمع البحرين ) و كتاب دلرباى از جملهء داستانهاى منظوم اين دورانند .
فتاحى نيشابورى شاعر اواسط اين عهد ر ( م 852 يا بقول حاج خليفه بسال 853 ) منظومهيى عاشقانه دارد بنام « حسن و دل » كه آن را بسال 840 باتمام رسانيده است و او خود نام آن را دستور عشاق نهاده است . دربارهء اين منظومه در ذيل احوال فتاحى سخن خواهم گفت .
نور الدين عبد الرحمن جامى ضمن آثار متعدد منظوم خود بهترين منظومههاى عاشقانهء اين دوره را بنام يوسف و زليخا و ليلى و مجنون سروده است كه هر دو نظيرهگوييست بر نظامى ، نخستين بر خسرو و شيرين و ثانوى بر ليلى و مجنون او .
هامش
( 1 ) - فعلا دربارهء بهمننامه و سرودههاى هاتفى و قاسمى رجوع كنيد به حماسهسرايى در ايران از محرر اين اوراق ، چاپ سوم صحايف 359 - 366