تقليد معروف ديگرى را از ليلى و مجنون نظامى مكتبى شيرازى ( م 916 ه ) كرده است و آن از جملهء معروفترين نظمهاى اين داستان مشهورست .
حالنامه يا گوى و چوگان از مولانا محمود عارفى هروى كه بسال 842 سروده شد در عشق درويشى است بشاهزادهيى ، و منظومهء هلالى بنام شاه و درويش بىشباهت به آن نيست منتهى بر وزنى ديگر .
شمع و پروانهء اهلى شيرازى منظومهء عاشقانهء ابتكارى خاصى است كه در اواخر اين دوره مىبينيم ، و همچنين است مثنوى سحر حلال او در داستان عشقبازى جم با گل كه آن هم در عالم خود تازگى دارد .
هاتفى خرجردى شاعر پايان اين عهد ( م 927 ه ) بتقليد از نظامى منظومههاى داستانى شيرين و خسرو و ليلى و مجنون و هفت منظر را سروده است كه نسخ آن همراه خمسهء هاتفى در دست است .
ميرزا قاسم قاسمى گنابادى نيز همراه منظومههاى مثنوى ديگر خود داستانهاى شيرين و خسرو و ليلى و مجنون و عاشق و معشوق را بنظم درآورد .
ديگر ازينگونه منظومهها بلقيس و سليمان نظام استرابادى است كه ذكر او گذشته است و او از قصيدهگويان معروف دينى در عهد خود بود . در اين منظومه نظام عشق ملكهء سبا را به سليمان موضوع داستان خود قرار داده است « 1 » .
اشعار عرفانى و اخلاقى
ساختن اشعار عرفانى در اين عهد خالى از رواج نيست بدين معنى كه هم پيشروان تصوف در اين زمان و هم شاعرانى كه ذوق و مشرب عرفانى داشتهاند بساختن اين گونه اشعار سرگرم بودند . نظم غزلها و قصائد عرفانى بشيوهء صوفيان خانقاهى و يا بآيين قلندران ( قلندريات ) و يا همراه با شطحيات بوسيلهء عارفانى نظير سيد نعمة اللّه ولى و قاسم انوار ، و غزلهايى كه بمشرب عرفا ساخته شده باشد ، بوسيلهء عدهء كثيرى از شاعران از آغاز اين عهد ببعد بلا انقطاع معمول بود . مثنويهاى عرفانى هم همين حال را داشت و غالبا يا بتقليد از مثنوى مولانا جلال الدين بود مثل انيس العاشقين قاسم انوار
هامش
( 1 ) - فهرست نسخ خطى كتابخانهء ملى پاريس ج 3 ص 321