تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
داد و نسخه‌يى از آن در كتابخانهء ملى پاريس موجود است « 1 » . در ظفرنامهء شرف الدين على هم بسيارى ابيات ببحر متقارب دربارهء تيمور و بدايع اعمال و افعال او ملاحظه مىشود كه در بعضى از آنها عنوان « صاحب قران » تكرارى مىگردد « 2 » و اگر همهء آنها از مؤلف كتاب نباشد ناچار قسمتى كه اشارات صريح بحوادث جنگهاى تيمور دارد از مخترعات مؤلف است . در همين اوان كه شرف الدين على يزدى منظومهء خود را در ذكر هنرهاى « صاحبقران » ترتيب مىداد منظومهء ديگرى بوجود مىگراييد بنام « بهمن‌نامه » از شيخ فخر الدين حمزة ابن على ملك طوسى اسفراينى بيهقى متخلص به آذرى كه بعد از هشتاد و دو سال بسال 866 بدرود زندگانى گفت . بهمن‌نامهء آذرى چنان كه در ذكر احوال او خواهيم آورد در شرح سلطنت سلاطين بهمنى دكن است كه از سال 784 در آن سامان سلطنت آغاز كردند و او اين منظومه را در دوران سلطنت احمد شاه اول ( 825 - 838 ه . ) و بنام او ببحر متقارب بشيوهء شاهنامهء فردوسى ساخت . منظومهء ديگر از اين جنس ( يعنى از حماسه‌هاى تاريخى يا تاريخهاى منظوم ) كه در اين دوره ساخته شد ، تمرنامه يا تيمورنامه است در باب زندگانى و فتوحات تيمور . ناظم اين منظومه مولانا هاتفى خرجردى از شاعران پايان عهد تيمورى و آغاز دوران صفوى است كه بعد ازين دربارهء او و اثرش سخن خواهيم گفت . هاتفى اين منظومه را ، كه گاه ظفرنامه نيز خوانده مىشود ، بنام سلطان حسين بايقرا ببحر متقارب مثمن مقصور يا محذوف سروده است . هاتفى منظومهء ديگرى از همين نوع و به همين وزن دارد بنام « شاهنامه » . سام ميرزا در تحفهء سامى گويد كه شاه اسمعيل پس از فتح بلاد خراسان و هنگام زيارت مقبرهء شاه قاسم انوار ، هاتفى را بنظم فتوح شاهى مأمور كرد .
هامش
( 1 ) -E . Blochet , catalogue des manuscrits persans , tome 3 , p . 266( 2 ) - مانند :سپه را همه دست و دل شد قوى * باقبال صاحبقران از نوى كه يا رب بر اين شاه صاحبقران * كه آراست گيتى با من و امان بقايى ز يادت ز اندازه بخش * بهر لحظه‌اش دولتى تازه بخش همه كام او را برآور بخير * بهيچش مباد احتياجى به غير . . .