تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
و حسن دهلوى و سلمان و خواجو و ابن نصوح ؛ و با اين حال غزلهايشان بتمامى داراى زبان و كيفيت بيان غزل است به نحوى كه از استادان قرن هشتم انتظار مىرود . نخستين شاعران دوران تيمورى مثل لطف اللّه نيشابورى ( م 816 ه ) و كاتبى ( م 839 ه ) و رستم خوريانى ( م 834 ه ) و عصمت بخارى ( نصيرى ) ( م 840 ه ) و برندق خجندى ( ابن نصرت ) ( م حدود سال 837 ه ) هم مانند استادان قرن هشتم مهارت در قصيده سرايى را با ذوق غزلگويى جمع داشتند ، هم در قصيده توانا بودند و هم در غزل ، و با همه جستجوهايى كه براى پيدا كردن نقصى در اشعارشان مىشود بررويهم سخن يكدستى داشته ، ماعداى تقليد و تكرار مضامين قدما شاعران زبردستى شمرده مىشده‌اند و شيوهء اشعارشان در غزل همان بود كه استادانشان در اواخر قرن هشتم داشتند و همان روشى را كه باشعار خسرو و سلمان و حافظ و كمال خجندى و نظاير آنان ختم شده بود ادامه مىدادند ، منتهى روزبروز اصرار در مضمون‌يابى و خيال‌انگيزى در آنان بيشتر مىشد و اين لازمهء راهى بود كه آنان در پيروى از غزلگويان قرن هشتم انتخاب كرده بودند ، يا مىبايست در حدى كه غزلسازان آن قرن رسيده بودند ، متوقف شوند ، و اين ممكن نبود ، و يا مىبايست همان راه را ادامه دهند اگرچه بسنگلاخ نكته‌پردازيها و مضمون‌آوريها درافتند . پس همين كار اخير را كردند و پيش رفتند و جانشينانشان در باقى قرن نهم و آغاز قرن دهم هم همچنين كردند و رسيدند بدانجا كه پيش از اين در ذيل عنوان « نكته‌سنجى و مضمون‌آفرينى » بدان اشاره كرديم . از مسائلى كه بايد دربارهء غزلسرايى اين عهد گفت آنست كه همهء شاعران اين دوران حتى آنها كه قصيده‌سرايان ماهر بودند ، بغزل تمايل داشتند ، و آنها كه حرفه‌شان شاعرى نبود ولى ذوقى داشتند و شعرى مىگفتند ، سعى اصليشان غزلسازى و ترتيب دادن ديوانهاى غزل بود ، چنان كه گذشت . اين غزلها بيشتر داراى مضمونهاى عاشقانه بود ، مگر در آثار شاعران صاحب فضل و حكمت شعار و عارف پيشه ، و البته شاعرانى در اين عهد هم داريم مثل قاسم انوار و نعمة اللّه ولى و انسى و آذرى و جامى كه عارف پيشه بودند يا ذوق عرفانى داشتند و غزلهايشان يا به تمام معنى عرفانى بود و يا ذوق و حال صوفيانه در آنها بر ساير معانى غلبه مىكرد .