تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
و سكنات قافيه و انواع ايطاء جلى و خفى و اصناف صنايع و بدايع كه در كتب متقدمين و متأخرين جمع آمده با بعضى از نوادر صنعت كه شاعر خود اختراع كرده است ، و اين قصيده بدين مطلع آغاز مىشود :
هواى جنت كويت نسيم عنبربار * فداى نكهت مويت شميم مشك تتار
اما « قصيدهء سوم » كه در مدح شاه اسمعيل است صد و شصت بيت دارد كه قريب صد و شصت بيت ديگر از آن استخراج مىشود و مشتمل است « بر اصول بحور و منشعبات و مزاحفات و دوايرسته كه اوزان نوزده‌گانه است و تفكيك بحور و اوزان مختلف چنان كه نزديك هفتاد و پنج وزن مختلف نموده مىشود » و تعريف اقسام و حدود قوافى صحيح و سقيم و حروف قافيه از يك حرف تا نه حرف به ترتيب . . . با حركات و سكنات و القاب قوافى مذكور . . . و عيوب قافيه كه اقسام ايطاء جلى و خفى است . . . و همچنين بحور نامطبوع عرب بر دو وجه . . . و اكثر صنايع و بدايع كه در كتب متقدمين گرد آمده با صنعتى چند » كه شاعر خود اختراع كرد . اين قصيده بمطلع ذيل آغاز مىشود :
هواى جنت كويت نسيم باد بهار * فداى نكهت مويت شميم مشك تتار
و چنان كه ملاحظه مىكنيد اهلى در قصيدهء اول خود از سلمان پيشى جسته و در قصيدهء دوم خود بر قصيدهء اول و در قصيدهء سوم بر قصيدهء دوم . نقل اين قصائد و بحور و قوافى مستخرج از آنها و صنايع مندرج در آنها در اين صحايف امكان ندارد ليكن براى آنكه خواننده بر كيفيت كار شعرا در اين گونه « قصايد مصنوع » وقوف يابد يك قسمت از آنها را با ابيات و بحور يا اوزانى كه از آنها استخراج مىشود و قوافى و صنايع آنها در اين‌جا مىآوريم و ذكر همين مثال كافيست تا خواننده دريابد چگونه اوقات شريف آدمى در دوران مورد مطالعهء ما صرف اين گونه كارهاى ناسودمند مىگرديد ! براى تسهيل كار نخست پنج بيت اول از « قصيدهء سوم » اهلى در اينجا نقل و سپس به تجزيه و تحليل آنها بمنظورهاى مذكور پرداخته مىشود .
هواى گلشن كويت نسيم باد بهار * گداى خرمن مويت شميم مشك تتار مگر گشود در جان هواى آن سر كوى * كه بوى عنبرسا را دميد از آن گلزار يقين كه عارض و روى تو در حد خوبى است * كه هست عاشق خونين جگر از آن افكار شدست گر درخت زلف از شكن خرمن * بخوشه چين تو مشك ختن كند ايثار هنوز در حد چين نيست جعد طرهء تو * كه رفت تا حد چين زو نسيم عنبربار
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 185 | ذبيح الله صفا