از دو بيت اول فوائد ذيل حاصل مىگردد :
1 - يك بيت ذو بحرين كه هم از بحر هزج مثمن سالم است ( چهار بار مفاعيلن در هر مصراع ) و هم بر وزن هزج مثمن مجتث مخبون ( مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن ) بدينگونه :
هواى گلشن كويت نسيم كشور جانها * گداى خرمن مويت شميم عنبرسا را
2 - قافيهء مستخرج « مجرد مقيد » است .
3 - صنايع دوگانهء : ذو بحرين ، و ترصيع در بيت مستخرج مشهود است .
از سه بيت زيرين فوائد ذيل بدست مىآيد :
1 - يك بيت بر وزن رجز مثمن مذال ( مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلان ) بدينگونه :
اى در حد خوبى رخت زلف از شكن در حد چين * خونينجگر از بوى تو مشك ختن تا حد چين
2 - قافيه مردف بردف مفرد .
3 - صنايع : ذو قافيتين و تجنيس تام .
شاعر ديگرى ازين دوران بنام حافظ على بن نور هروى متخلص به « عيشى » چند قصيدهء مصنوع دارد كه آنها را بنام سلطان حسين بايقرا و شاه اسمعيل صفوى ساخت و ما دربارهء آنها ذيل نام عيشى هروى سخن خواهيم گفت .
مناقب و ديگر اشعار دينى
قسمتى از قصائد قصيدهگويان در اين عهد موقوفست بر ذكر مناقب رسول و ائمهء دين اين گونه قصائد عادة همراهست با غلو در ذكر اوصاف و مناقب و كرامات پيشروان تشيع و بيان اعتقاد مبالغهآميز شعرا نسبت به آن سروران . برخى از گويندگان عهد چنان دل بدين امر دادند كه از مجموع نعوت و مناقب و مراثى پيشوايان دين ديوانى خاص بوجود آوردند ، مثلا ابن حسام يك ديوان كامل از قصايد و ترجيعات و تركيبات و تربيعات و تخميسات و تسديسات و تثمينات در توحيد و ستايش رسول و اهل بيت يا در مراثى بعضى از آنان دارد كه در آغاز رواج چاپ در ايران بطبع سنگى و با غلطهاى وافر كثير چاپ شده است ؛ و نظام استرابادى ( م 911 ه ) ديوانى كامل در همين باب يعنى توحيد و نعت رسول و منقبت ائمهء دين دارد كه نسخهء كامل آن موجودست « 1 » . ذكر مراثى شهداى كربلا را چه او و چه
هامش
( 1 ) - فهرست نسخ خطى فارسى كتابخانهء ملى پاريس ج 2 ص 321