و عجب است كه شاعران عهد مورد مطالعهء ما هم كه خواستند قصائد مصنوعى ترتيب دهند همان وزن و همان قافيه را اختيار كردهاند .
ابن حسام شاعر منقبت گوى بزرگ اين عهد قصيدهيى دارد بنام « سحريه » كه هم موشح است و هم چهل و يك بيت بوزنهاى جديد از آن استخراج مىشود و از حروف اول همهء ابيات قصيده هم سه بيت مستقل به وزن تازهيى بدست مىآيد . آن قصيده كه در نعت حضرت رسول است ، بدين مطلع آغاز مىشود :
كرا هواى بهارست و جانب گلزار * كه نوعروس چمن جلوه مىدهد رخسار
از شاعران ديگر اين عهد اهلى شيرازى دست بالاى دست همه برده و سه قصيدهء مصنوع ساخته است 1 ) در مدح امير عليشير 2 ) در ستايش سلطان يعقوب قراقويونلو 3 ) بنام شاه اسمعيل صفوى ؛ و اين هر سه قصيده هم بر همان وزن و قافيهييست كه از سيد ذو الفقار شروانى ببعد اتخاذ شده است .
اهلى در مقدمهء « قصيدهء اول » كه در مدح امير عليشير ساخته بدينگونه طرح موضوع نموده است كه بعد از مطالعهء صنايع و بدايع قصيدهء مصنوع سلمان ساوجى ملاحظه شد كه آن قصيده از تشريف و تعريف قافيه عارى و از اين باب ناقص است . پس واجب بود « قصيدهيى بطريق تتبع انشاء نمودن موشح بالقاب . . . امير كبير . . . عليشير . . . مشتمل بر اصول و فروع بحورود و ايرسته كه اوزان نوزدهگانه است و تفكيك بحور آن و تعريف اقسام و حدود قوافى صحيح و معيوب و اسامى آن و انفراع صنايع و بدايع كه متقدمين در كتب جمع كردهاند با نوادر ضنايع كه فكر بكر اين غرقهء بحر جانگدازى اهلى شيرازى اختراع كرده است . . . » « 1 » مطلع اين قصيده چنين است :
نسيم كاكل مشكين كر است چون تو نگار * شميم سنبل پرچين كجاست مشك تتار
« قصيدهء دوم » در صد و پنجاه و چهار بيت است موشح بالقاب سلطان يعقوب كه صد و ده بيت از آن استخراج مىشود مشتمل بر فروع و اصول بحورد و ايرسته كه اوزان نوزدهگانه است و تفكيك بحور و تعريف اقسام حدود قوافى صحيح و معيوب و اسامى آن با حركات
هامش
( 1 ) - ديوان اهلى شيرازى ، تهران 1344 ، ص 775 - 776