پيشين و غزلسرايان متقدم در نخستين ديوان خود ، بر آن شد تا ديوانى خاص از غزليات براى استقبال غزلهاى سعدى و حافظ ترتيب دهد ، پس تخلص « بنائى » را رها كرد و عنوان شعرى « حالى » اختيار نمود و ديوانى نو از جوابهاى خود بر غزلهاى سعدى و حافظ ترتيب داد تا عطش تقليد را فرونشاند ، و از بدبختى نزديك به تمام غزلهايى كه در اين دوره ساخت متوسط و در برابر قصائد زيباى او سستمايه و بىارزش است ! شاعران ديگر نيز كموبيش همينطورند . فانى ( امير عليشير نوايى ) يك ديوان غزلهاى فارسى دارد كه در آن قسمت اعظم غزلهاى سعدى و خواجه و بعضى ديگر از شاعران را جواب گفته و بعضى از غزلهاى او هم كه از مخترعات خود قلمداد نمود معلوم نيست چندان ابتكارى باشد زيرا در ميان آنها هم غزلهايى را مىيابيم كه استقبال از دو استاد بزرگ شيرازست .
در اين مرحله ذكر اسم شاعران مقلد يا تعداد غزلهاى آنان كه بتقليد و باصطلاح خودشان در جواب غزلسرايان پيشين سروده شده باشد ، كارى زائد است . مقصود آنست كه اگر بخواهيم چنين كنيم بايد از نخستين شاعران اين عهد آغاز نماييم و به آخرين آنان سخن را پايان دهيم .
همين تقليد و نظيرهگويى شعرا را در مورد مثنويهاى عاشقانه و عارفانه و دهنامهها و حماسههاى دينى يا تاريخى نيز مىبينيم و ذكر اين مثنويها بجاى خود خواهد آمد .
نكتهيى كه بايد در ذيل اين مباحث آورد آنست كه نمىتوان شاعران آن عهد را از باب آنكه بخيالات باريك و بمضمونگويى و تصنع و تكلف مىپرداخته و از حقيقت شعر ، چنان كه امروز مىانديشند ، غافل بودهاند ، سرزنش كرد زيرا ميزان و مقياس فصاحت و بلاغت همين بود ، سخنشناسان در غزل مضمون دقيق و نكتهء باريك و سخن خيالانگيز جستجو مىكردند و در قصائد و مثنويها شعر ساده و روان و فصيح قدما را كه داراى معانى روشن و دلپذير بود به شوخى مىگرفتند چنان كه حتى رودكى « استاد شاعران » را ، براى سادگى يكى از بهترين قصائد و عالىترين مطلعهاى فراموش ناشدنى او سرزنش مىنمودند و ازينكه سخنشناسان قديم چنين شعر سادهء بىصنعت نااستوارى ( ! ) را ستودهاند تعجب مىكردند ! سخن دربارهء قصيدهء بسيار معروف رودكى است كه بدين مطلع آغاز مىشود :
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 180
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص١٨٠