تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
اثبات فضيلتشان اشارات صريح دارند « 1 » . معمولا وقتى ميخواستند بدرجهء فضل و مهارت شاعر در سخنورى واقف شوند آنانرا بجواب‌گويى قصائد دشوار امتحان مىكردند . مثلا دربارهء كاتبى نوشته‌اند « 2 » كه بايسنقر ميرزا او را بقصيدهء ذيل از كمال الدين اسمعيل :
سزد كه تا جور آيد ببوستان نرگس * كه هست در چمن و باغ مرزبان نرگس
امتحان كرد و او آن قصيده را جواب گفت . اين قصيده در ديوان كاتبى هست بدين مطلع :
بتخت باغ ز جم مىدهد نشان نرگس * كه جام دارد و دست درم فشان نرگس
و آن در مدح « بهار گلشن اقبال بايسنقر خان » است . و او قصيدهء ديگرى برديف نرگس ولى به وزن و قافيه‌يى ديگر دارد كه آن هم در مدح بايسنقر ساخته شده بمطلع ذيل :
ساقيا سبزه و گل دارد و ساغر نرگس * مىكشد ساغر و گلها زده بر سر نرگس
و باز در شرح حال مولانا قنبرى نيشابورى از شعراى عهد ميرزا بابر بن بايسنقر ( 852 - 861 ه ) نوشته‌اند كه مردى عامى بود ولى قصايد محكم و پرمعنائى مىگفت و « بعضى افاضل در كارا و متحير بودند و او را در جواب قصايد اكابر امتحان ميكردند و سخن او را محكم مىيافتند » « 3 » . و قصيدهء استوار زيرين كه ازو در مدح بابر نقل شده بر وزن و قافيه‌ييست كه بارها بوسيلهء قصيده‌سرايان مورد آزمايش طبع قرار گرفت :
اين گهرها بين كه در درياى اخضر كرده‌اند * زين مشاعل آتش خوربين كه چون بركرده‌اند . . .
نظير كوششهاى قصيده‌سرايان اين عهد را در تقليد و استقبال از پيشينيان ، در ميان غزلسرايان عهد نيز ملاحظه مىكنيم . اين دسته كوشيده‌اند تا سعدى شيرازى و خسرو دهلوى و حافظ شيرازى و كمال خجندى را مقتداى خود شمرده غزلهاى آنان را پاسخ دهند و حتى شاعرانى را مىشناسيم كه براى اين گونه كارها ديوانى خاص ترتيب داده‌اند مثلا بنايى هروى كه قصيده‌گوى توانايى است ، بعد از جوابگويى بيشتر قصيده‌سرايان
هامش
( 1 ) - تذكرة الشعرا ص 473 و 478 و غيره ؛ مجالس النفائس ص 49 ( 2 ) - تذكرة الشعراى دولتشاه ص 430 ( 3 ) - تذكرة الشعرا ص 527
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 179 | ذبيح الله صفا