اين دربارهء آن سخن خواهيم گفت و قصايد ديگرش هم از حيث استعمال رديفهاى دشوار مختلف و گاه در قصائد طولانى قابل توجهست .
شگفت است كه اين بلاى تصنع گاه گريبانگير شاعران خوش ذوقى مانند هلالى جغتايى هم مىشد و او نيز قصيدهيى با التزام شتر و حجره در هر مصراع دارد بدين مطلع :
شتر كشيدى گر بار دل ز حجرهء تن * شدى نزار شتر زير بار حجرهء تن
و بعيد نيست كه اين قصيده را براى نشان دادن مهارت خود در به كار بردن صنايع سروده باشد زيرا او شاعر قصيدهگوى نبوده و جز چند قصيدهء معدود ندارد .
تقليد و جوابگويى
از اعمال ديگرى كه نزد شاعران قرن نهم و آغاز قرن دهم فراوان ديده مىشود تقليد شاعرانست از گويندگان مقدم و يا حتى از معاصران . اين تقليد به دو صورت در شعر جلوه كرده است : نخست تقليد از سبك و شيوهء سخنگويى استادان مقدم و دوم جوابگويى يا استقبال اشعار پيشينيان به همان وزن و قافيهيى كه گفته شده بود . شاعران قصيدهگوى اين دوران بتمامى دنبال نهضتى را گرفته بودند كه از اواخر قرن ششم هجرى در آذربايجان و عراق آغاز شده و در قرن هفتم و هشتم امتداد يافته بود . شيوهء سخنگويى اين قصيدهسرايان بيشتر زير نفوذ سبك انورى و ظهير و خاقانى و كمال الدين اسمعيل و سلمان ساوجى است و هنرنمايى بزرگ شاعران در آن بود كه همهء قصايد دشوار اين شاعران را جواب گويند و اگر بتوانند مشكلى بر مشكلات سابق بيفزايند تا استادى و مهارت آنان بيشتر آشكارا شود ، اگر آنان قصيدهيى را با يك بار تجديد مطلع ساختند ، اينها بكوشند تا آن تجديد مطلع را به دو سه بار برسانند ، و اگر آنها قصايدى با استخراج چند وزن و چند قطعه و چند صنعت ساختهاند اينها كارى كنند كه دستكم دو سه گام بيشتر نهند و قس على ذلك ، و اين حال خاصه در ساختن « قصائد مصنوع » كه به زودى عنوانى خاص براى آن خواهيم داشت ملاحظه خواهد شد . از ميان شعراى اين عهد كسانى مانند رستم خوريانى ، لطف اللّه نيشابورى ، بابا سودايى ، ابن حسام ، برندق خجندى ، كاتبى ، بنائى و لطفى را مىشناسيم كه سعى بليغ در راه جوابگويى قصائد استادان پيشين داشتند و در پارهيى از آثار خود نيز موفق بودند و از وجوه اعتبار آنان در عصر خود يكى آنست كه تذكرهنويسان غالبا به اين هنر شاعران مذكور براى