بندهء مولا * والى و الا
بر همه اعلا * وز همه اقدم
هم بتصوف * هم بتكلف
هم بنظافت * هم بلطافت
جوهر ازهر * جان منور
جسم مطهر * روح مجسم
اين قصيده طولانى است . صنعت مهم آن تسميط ، تربيع ، ترصيع ، مماثله ، لف و نشر مرتب است و صنايع ديگرى هم ميتوان از آن استخراج كرد . بيتها را ميتوان دو بار با جابجا كردن اجزاء خواند ، مثلا بيت اخير را اينطور هم ميتوان نوشت بىآنكه در قافيه خللى راه جويد :
هم بتصوف جوهر ازهر هم بتكلف جان منور * هم بنظافت جسم مطهر هم بلطافت روح مجسم
ابن حسام قصيدهء ديگرى دارد بر همين منوال كه بجاى تربيع صنعت تسديس دارد و باقى صنايع مذكور هم در آن ديده مىشود ، بمطلع ذيل :
اى طارم نيلوفرى * اى طوق طاق چنبرى
در ديدها خوشمنظرى * گلشن سراى اخضرى
فرش بساط اغبرى * شعرى و شعرى سما
او يك قصيده دارد كه در هر مصراع آن التزام شتر و حجره كرده است ( ! ) كه البته التزام بسيار دشواريست :
شترسوار قضا مىرسد به حجرهء تن * كه بر شتر بنهد بار جان ز حجرهء تن
چو پيش حجره رسيد از شتر فرود آيد * برون حجره شتر را ببسته دست و دهن
بر رويهم قصائد ابن حسام ، با آنكه كارش منقبتگويى اهل بيت است ، پر است از صنايع و دشواريهاى لفظى و التزامات و استعمال رديفهاى سخت و نظاير اين تكلفات ، و شايد او اين همه زحمت را از آنروى تقبل مىكرد كه بيشتر مأجور باشد و گرنه گوشهگيرى و عزلت و اشتغال بستايش بزرگان دين ، كه خود زندگانى را بسادگى گذرانده بودند ، اينهمه تكلف و تنوق نداشت ! دربارهء قصيدهء مصنوع او كه بشيوهء سلمان سروده و آن را « سحريه » ناميده است ، به زودى سخن خواهيم گفت .
شاعر مشهور ديگر اين عهد لطف اللّه نيشابورى قصائد خود را بشيوهء قدما و در جواب عدهيى از قصائد معروف قديم مىساخت . وى كه قصيدهسراى خوبى است ، بنابر رسم