باب امتحان بنظيرهگويى آنها دعوت مىنمودند « 1 » و همين شيوهء آزمايش طبع شاعران نشان دهندهء توجهى است كه بصنايع در شعر مىشد نه بحقيقت شعر و معنى واقعى آن .
داورى دولتشاه دربارهء كاتبى شاعر بزرگ قصيدهسرا هم بر همان منوال است كه در بارهء لطف اللّه نيشابورى ديدهايم ، و حتى با مبالغهء بيشتر ، چنان كه گويد « معانى غريبه صيد دام او شد و توسن تند نكته دانى طبع شريف او را رام گرديد » « 2 » در حالىكه جامى سخنشناس تيزبين عهد او را بنوعى ديگر معرفى مىكند و مىنويسد : ويرا معانى خاص بسيار است و در اداى آن معانى نيز اسلوب خاص دارد اما شعر وى يكدست و هموار نيست ، شتر گربه افتاده است ! » « 3 »
بهرحال مسلم است كه در اين عهد تصنع يك وسيلهء اظهار مهارت در شعر بود و اين خود ادامهء روشى است كه پيش ازين در قرن هفتم و هشتم رائج بود .
چنان كه در شرح حال بعضى از شاعران اين عهد مانند لطف اللّه نيشابورى و كاتبى و و بنائى و اهلى شيرازى و ابن حسام خواهيم ديد ، به كار بردن رديفهاى دشوار ، التزام بعضى از كلمات در تمام ابيات يك قصيده و گاه در تمام مصراعهاى آن ، ساختن مثنويهاى ذو بحرين و ذو قافيتين و يا التزام انواع جناس در تمام ابيات يك مثنوى ، پاىبند شدن بصنايع خاصى مانند لف و نشر در تمام يك قصيده ، استعمال كلمات دشوار عربى يا آميختن تركيبات مشكل آن زبان با فارسى و بعنوان فارسى ، و نظاير اين تكلفات در ميان شاعران اين دوره بسيار رواج داشته است . براى نمونه سيرى در ديوان قصائد ابن حسام در اينجا بىمناسبت نيست . اين يكى از قصائد اوست :
باز چو مستان * از سر دستان
رفته به بستان * بلبل محرم
نغمهسرايان * رقصنمايان
خرم و خندان * خوشدل و بىغم
بر ورق گل * بهر توسل
كرده منقش * خامهء سركش
ز آب زرتر * تحفهء ديگر
مدحت حيدر * ساخت مرقم
او بتضرع * او بتشرع
او بتفضل * او بتأمل
هامش
( 1 ) - تذكرة الشعرا ص 355
( 2 ) - تذكرة الشعرا ص 429
( 3 ) - بهارستان ص 102