مىسروده و كموبيش در طريق ادب گام برمىداشتهاند . دوست و همكار فقيدم دكتر مهدى بيانى كتاب پرارزشى در ذكر نام و بيان احوال خوشنويسان ( نستعليقنويسان ) فراهم آورده است « 1 » كه با مطالعه در آن آثار و احوال اين دسته از خطاطان را مىتوان شناخت و گذشته از آن با تصفح در كتب تاريخ اين دوره مثل مطلع السعدين و روضة الصفا و حبيب السير و كتب تذكره خاصه مجالس النفائس و تذكرة الشعرا و كتاب تحفهء سامى كه اندكى دنبالتر سمت تأليف يافته ، ميتوان نام بسيارى از اين خوشنويسان شاعر را يافت و من در اينجا بىاشارهء مجدد بمآخذ نام عدهيى از آنان را مىآورم و جوينده مىتواند بمنابعى كه گفتهام مراجعه كند . اينها كه نامشان در ذيل مىآيد همه از اوايل قرن نهم تا اوايل قرن دهم سرگرم كار و ايجاد آثار بودهاند :
معروف بغدادى ، محمود رفيقى و پسرش مجنون هروى ، يارى هروى ، نامى سبزوارى ، مير على هروى ، مير على تبريزى ، علاء الملك سبزوارى ، اظهر تبريزى ، انورى بلخى ، بايزيد پورانى ، بايسنقر ميرزا ، جعفر بايسنقرى ، حافظ هروى ، خضر شاه ، سلطان على قاينى ، سلطان على مشهدى ، سلطان محمد خندان ، سلطان محمد ( نور ) هروى ، شير على ، عبد اللّه بيانى ، عبد الرحيم انيسى خوارزمى ، عبد الصمد مشهدى ، عبد الكريم خوارزمى و جز آنان . . .
از صاحبان هنرهاى ديگر مثل تصوير و تذهيب و تجليد و موسيقى هم گروهى در شمار اين گونه هنرمندان سخنور درمىآيند ، غالبا شعرى مىساخته و كموبيش در اين راه توانا و ناتوان بودهاند ، همتى مىكردند و قدمى برمىداشتند و پيوند جاودانى را كه ميان مظاهر گوناگون ذوق آدمى وجود دارد ثابت و آشكار مىنمودند .
آرايشهاى لفظى و معنوى شعر
اگرچه در عهد مورد مطالعهء ما شعر بطور كلى متمايل بسادگى است ، اما در همان حال هم علاقهء خاصى بارايشهاى لفظى و معنوى در ميان گويندگان زمان ملاحظه مىشود . اين تمايل بصنعت در شعر فارسى امرى تازه و منحصر به همين دوره نيست و ما اثر آن را در ادوار پيشين - يده و بموقع
هامش
( 1 ) - چاپ اين كتاب از 1354 در جزو انتشارات دانشگاه تهران آغاز شده و قسمت اخير آن بعد از فوت آن دوست عزيز بسال 1348 پايان يافته است .