اين شاعران نامآور حافظان واقعى زبان فارسى و نگهبانان سنت ادبى قديم بودهاند و شاگردانى كه زيردستشان تربيت يافتند هريك به قدر استعداد بهرهيى از سنت ادبى را از آنان به ارث برده و بآيندگان سپردهاند ، و اگر نقص يا تحول و دگرگونگىهاى خاص در آثار آنان و تربيتيافتگانشان مىبينيم معلول عوامل زمان خاصه عوامل سياسى و اجتماعى بوده است .
اين شاعران هريك به صورتى سنتهاى پيشين را در شعر ادامه دادند ، بعضى با نظيره گوييهايى بر پيشينيان مثنويهاى عاشقانه و داستانهاى منظوم را چند بار بشعر درآوردند ، بعضى ديگر همين خدمت را بصرافت طبع و بىآنكه تقليد صرف از قدما كنند انجام دادند ، گروهى با ساختن قصائد بشيوهء پيشينيان و يا جوابگويى قصائد معروف قديم زبان قصيده و ظرافتكاريها و صنعتگريهاى قصيدهگويان بزرگ را ادامه دادند ، دستهيى شيوهء غزلسرايى قرن هشتم را دنبال كردند و با كوششهاى خود اندكاندك سبكى تازه در غزلگويى پديد آوردند كه از آنان بقرن دهم انتقال يافت و باب تازهيى در شعر فارسى گشود .
وجود اين شاعران و آثار آنان نشان مىدهد كه عهد تيمورى همچنانكه از حيث نشر هنرهاى ظريف ، دورهء بارور و پرثمرى بود از حيث شعر نيز يكى از ادوار مهم و شايد آخرين دورهء مهم ادبى قديم ايران محسوب مىگردد و از بسيارى جهات درخور مطالعهء دقيق و تحقيق وسيع است .
هنر و ادب
قرن نهم و آغاز قرن دهم بىترديد از دورانهاى مهم رواج هنرهاى ظريف است و اين كمال حاصل نشد مگر در پرتو ذوق شاهان و شاهزادگان تيمورى و امرا و تشويق و ترغيب آنان دربارهء اهل هنر و نيز علاقهء خاصى كه بعمارت و آبادانى و ايجاد ابنيه و آثار و تزيين آنها بانواع زينتها داشتند . بحث در اينباره البته مربوط خواهد بود به كسانى كه بتأليف كتابى در تاريخ هنر ايران مبادرت جويند و در اينجا مقصود ما از بيان اين مطلب آنست كه بدانيم هنرمندان اين عهد هريك به نحوى با ادب فارسى سروكار داشته و گاه در آن صاحب مقام و مرتبهء بلند نيز بودهاند . عدهيى از شاعران اين دوران را مىشناسيم كه از موسيقى و خط و گاه نقاشى و تذهيب اطلاع و يا در آنها مهارت داشتهاند و