تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
بابر بسرزمين هند و تشكيل دولت ثروتمند مغول هند خود وسيلهء امتداد اين رسم دربارى در هند شد ، يعنى گردآوردن شعراء موظف در دربار و داشتن ملك الشعراء و تشويق شاعران بنظم قصائد و سرودن منظومه‌هاى گوناگون برسم قدما و غيره . اما فقط دربار سلاطين نبود كه در اين عهد شعر و شاعرى را رواج مىداد ، بلكه تشويق و پيشقدمى دستگاههاى قدرت در اين دوره يكى از چند علت رواج شعر بود . موضوع مهم آنست كه در اين دوره شاعرى جزو زندگانى گروه كثيرى از ايرانيان و از لوازم حيات آنان شده بود چنان كه بسى از گويندگان بودند كه يا حاجتى بشاعرى نداشته و يا سرگرم مشاغل مختلف ديوانى و غير ديوانى بوده و از آن راهها ارتزاق مىكرده‌اند ولى شاعرى سرگرمى آنان در مواقع فراغت بود ، فقط بصرافت طبع شعر مىگفتند و ديوان ترتيب مىدادند و مجالس شعر ايجاد مىكردند . يكى از اين مجالس شعر آن بود كه امير عليشير نوايى داشت « 1 » و مجلس ديگر آنكه بنابر نقل در عرفات العاشقين روزهاى دوشنبه و جمعه از شعرا در محضر نور الدين عبد الرحمن جامى تشكيل مىيافت . شاهان و شاهزادگان و امرايى را در اين عهد مىشناسيم كه ديوانهاى شعر ترتيب مىدادند و ما پيش از اين دربارهء آنان سخن گفتيم .

سادگى و روانى شعر

شعر فارسى در قرن نهم بررويهم متمايل بسادگى و روانى بود . ميدانيم كه بعضى از شاعران در اين عهد بر اثر پيروى از قدما يا بسبب تمايل بصنايع و تكلفاتى در شاعرى ، بشعر مصنوع و دشوار تمايل داشتند ( و ما در بارهء آنان بموقع سخن خواهيم گفت ) ، اما اين امر عموميت نداشت ، و حتى همان شاعران مقلد و گاه متصنع ، اشعار سادهء بسيارى هم داشتند كه مجموع آنها عادة بيشتر ، و چند بار بيشتر ، از اشعار دشوارشان بود . اشعار ساده نداى دل و ذوقشان بود و اشعار مصنوع و دشوار لازمهء اظهار استادى و مهارتشان در شعر و به قصد ارتزاق . بيشتر مثنويها ( اگر به قصد هنرنمايى و تصنع ساخته نمىشد ) و همهء غزلها و غالب قصيده‌ها ( اگر جواب‌گويى قصائد دشوار يا قصائد مصنوع و متضمن صنايع منشاء اوزان و ابيات مختلف نبود ) به زبان سادهء روان و گاه نزديك به زبان محاوره ساخته مىشد ، و يكى از علل سستى برخى از ابيات و يا به كار بردن تركيبهاى
هامش
( 1 ) - رجوع شود به شرح حال بنائى در همين جلد
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 163 | ذبيح الله صفا