داشتهاند چنان كه بايد گفت اشتغال بادب و شعر و شاعرى از جملهء فضائل طبقات درس خوانده شده بود .
اين گروه بزرگ شاعران از همهء طبقات برميخاستند و معمولا اگر از ميان درس خواندگان منتخب بيرون آمده بودند شاعرانى برگزيده و پيرو سنت استادان بودند ، ولى اگر از بين اهل حرفه و پيشه پديد مىآمدند طبعا بيشتر بذوق و قريحهء خداداد متكى بودند تا بكسب ادب از راه تحصيل و طلب علم در خدمت استاد « 1 » .
مطالعهء صحايف گذشته از همين فصل دربارهء توجه سلاطين و امرا بادب و ادبا و شعرا در قرن نهم و تأثير اين تشويق در افزايش عدهء سخنوران ما را از تفصيل كلام در مرحلهء حاضر بازمىدارد ولى نكتهيى كه قابل ذكرست آنكه در دربارهاى تيموريان و تركمانان همواره برسم قديم عدهيى از شعراء موظف بسر مىبردند كه كارشان مدح سلاطين و وزرا و امراى بزرگ ، و گذراندن فصائد مدحى خود در ايام رسمى خاصه در جشنها ، و نيز تسليت بسلاطين در مرگ كسان و بستگان ، و تهنيت جلوس و فتح و نظاير اين وقايع و مواقع بوده است ، و همين رسم شايسته است كه چنان كه ميدانيم از آغاز عهد شعر فارسى موجب ترويج آن در ايران گرديد .
تفاوت تيموريان با ايلخانان در اين مورد آنست كه ايلخانان در اين گونه مراسم شركت جدى نداشتند مگر در اواخر دوران ايلخانى كه دوران آموختگى آنان با تمدن و
هامش
( 1 ) - امير كبير عليشير نوايى ضمن ذكر طبقات مختلفى از علما و فقها و طبقات ديگرى كه شعر مىگفتند ، يك « قسم » از اقسام مجلس نهم از كتاب خود را به « ذكر لطايف ارباب هنر » يعنى خوشنويسان و موسيقيدانان اختصاص داده و باب ديگرى به « ذكر لطايف ساير عوام » .
در اين « قسم » كه ششمين قسم از اقسام مجلس نهم از كتاب اوست ( ص 150 - 169 از مجالس النفائس ، لطائفنامه ) صاحبان حرف مختلف را آورده است مثل : ملا عبد الصمد افشانگر ، مولانا علمى قانوننواز ، ملا حاجى محمد فوطهيى فوطهفروش ، ملا صادقى گلكار ، مولانا حيدر كلوچهيى كلوچهپز ، خواجه حافظى حكاك ، ملا درويش محمد رنگ و روغنكار ، ملا فيضى كاردگر ، ملا شاه محمد ابريشمكار ، ملا مقصود تيرگر ، ملا يوسفى طبيب ، ملا خلقى بخارى بزاز ، ملا احمد سراج و غيره و غيره . . .