تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
ريگ دورانهاى پيشتر است ولى بهرحال نشان‌دهندهء نگرش نياكان ما در دورهء تيمورى به زبان زمان مىتواند بود : لازم الاحترام - اسلام ملاذى - آصف صفاتى - صعود بقا - هبوط فنا - ميلان - بتحت حكم . . . - مستغرق بحر معانى - بحر لايتناهى - هدايت ازلى - عنايت لم يزلى - بعد اليوم - عاليمقام - عاليمقدار - معتمد عليه - على اسرع الحال - اقتضاء قضاء الهى - مطمح نظر ساكنان مسالك - على اختلاف طبقاتهم و درجاتهم - كرة بعد اخرى - بالمره - مرفوع الطبع - مسلوب اليد مقبول القول - محضا لله - قربة الى اللّه - عليحده ( على حده ) . . . فى الحال - فى الفور - بقية السيف - على التوالى - على التحقيق - على الطليعه - لامحاله - بسمع قبول استماع كردن - در ملازمت ركاب سعادت اياب . . . - بر صحيفهء ضمير . . . - زمام انتظام . . . و بسى از اين گونه تركيبها كه هريك جاى واژه يا تركيب زيبايى از پارسى دل‌انگيز ما را گرفت و آن را بديار فراموشى گسيل داشت . عيب كار در اين است كه با اين گونه گشاده‌دستيها زبان عربى چنان با پارسى در آميخت و لغتهاى تازى چنان در هر زاويه و هر گوشه از گفتار ما جا باز كرد كه جزو آن گشت چنان كه اكنون بيرون ريختن آنها دشوار و هر نهضتى در اين راه دير و بسيار دير شده است !

پارسىگويان كم‌مايه

سربار همهء اين نارساييها تهى بودن كيسهء بسيارى از نقادان سخن آن عهد از سرمايهء كافى ادب بود . زبان فارسى در آثار ادبى دوران تيمورى دستخوش تحولات بسيار شد و دنبال فراز و نشيب‌هايى كه حوادث روزگار در پيش راهش نهاده بود ، در بسى از مراحل نشيبها را بر فرازها برترى داد . در اين گيرودار واژه‌ها و سخنهاى عاميان و پارسىناشناسان تهىمايه ، از زبان تهىمايگانى چند در پارسى بهشتى ما راه جست ، تركيبها و كلمه‌هاى نادرست رواج گرفت ، برخى از شاعران درس ناخوانده و استاد نديده و سخن استادان ناشنيده قاعده‌هاى دستور فارسى را بديدهء بىاعتنايى نگريستند ، و يا بهتر بگويم ، مسامحات شعرى را قاعده و دستور انگاشتند ، چنان كه استوارى كلام در سخن پاره‌يى از شاعران و نويسندگان آن زمان ، هرچه از آغاز آن بپايانش نزديكتر شويم ، كمتر و در عوض سادگى و پيش‌پاافتادگى آن بيشتر مىشد .