بزرگترين كسى است كه در پايان اين عهد شعر تركى را به حد اعلاى كمال خود رسانيد و توانست با تقليد از همهء انواع شعر فارسى از مثنوى و قصيده و غزل و غيره شعر تركى بسرايد و منظومهها و ديوانهايى ترتيب دهد . او حتى در كتاب « محاكمة اللغتين » خود كه آن را در بارهء حكومت ميان دو زبان فارسى و تركى نوشته ، مدعى رجحان زبان تركى بر فارسى شده است و گويا اين اشتباه از آنجا به دو دست داده بود كه آن تركى كه وى مدعى برترى آن بر فارسى بود ، از همهء نيروهاى آمادهء زبان فارسى و عربى استفاده كرده و آن را بر بضاعت مزجات خود افزوده بود !
مير عليشير « 1 » علاوه بر آثار متعدد خود بنثر تركى مانند منشآت تركى ، محاكمة اللغتين ، مجالس النفائس و غيره ، منظومههاى حيرة الابرار ، فرهاد و شيرين ، مجنون و ليلى ، سد سكندر ، سبعهء سياره را بتقليد از نظامى ، و ديوانهاى غرائب الصغر و نوادر الشباب و بدايع الوسط و فوائد الكبر را بتركى تنظيم كرد و بدين ترتيب بادب تركى سرمايهء وافرى داد كه دستمايهء شاعران و نويسندگان متعدد بعد از وى گرديد .
تأثير زبان تركى در زبان فارسى
همين بنيانگيرى و توسعهپذيرى ادبيات تركى در قرن نهم مىتواند ما را آسان بمطلبى ديگر دلالت كند و آن نفوذ لغات تركى جغتائى در زبان فارسى و ادامهء استعمال عدهيى از كلمات و تركيبات مغولى است كه از دوران پيش به زبان فارسى راه جسته بود . در كتب منثور ، خاصه تواريخ اين دوره ، از ظفرنامهء شامى و ظفرنامهء شرف الدين على يزدى تا مطلع السعدين و روضة الصفا و حبيب السير كلمات و تركيبات تركى و مغولى ديده مىشود و معلومست كه بسيارى از آنها در ديوانخانها و در تشكيلات لشكرى و كشورى زمان استعمال ميشد و از آن طريق در آثار منشيان راه مىجست .
در شعر فارسى اين دوره نيز بر رسم شعراى قرن هشتم بعضى از لغات تركى و مغولى مىيابيم و حتى در ديوانهاى بعضى از شاعران زمان مانند قبولى و شاه قاسم الانوار ، و بعضى ديگر كه پيش از اين هم نام بردهايم ، چند غزل يا قطعهء تركى آمده و يا ملمعات تركى و فارسى گنجانيده شده است . ولى بررويهم بايد به اين نكته توجه داشت كه اثر زبان تركى و مغولى
هامش
( 1 ) - دربارهء او رجوع شود به همين كتاب ، صحايف آينده ، تحت عنوان فانى