تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
در شعر فارسى اين دوره بشدت دورهء پشين نبود زيرا از دوران تسلط مستقيم مغول و ايلخانان مدتى مىگذشت و تيموريان و اطرافيانشان هم خيلى زود بر آستان استادان ادب پشت خم كردند و فارسىدانان و حتى گاه پارسىگويان و پارسىشناسان بدى از كار درنيامدند و در عهد آنان بازار مغول مآبى كمتر رواج داشت تا پارسى نشانى ، و حتى بايد گفت كه بيشتر كلمات مغولى و تركى كه در شعر اين دوره مىبينيم بازماندهء دورهء پيشين و شايد هم برگزيده و باقيمانده از مجموع بزرگتر و بيشترى بوده است . از ميان كلمات مغولى و تركى كه در اشعار اين عهد به كار رفته ذكر اين چند نمونه را كافى مىدانم كه مشتمل است بر كلمات : يرليغ ، پرچم ، قاپو ، قاپوچيان ، باورچى ، بيتكچى ، نوئين ، آل تمغا ، قوقون ( خربزه ) ايلچى .
نقش يرليغ كمالش رحمة للعالمين * صرف توقيع جلالش ياوسين و طاوهاست ساخته چون پرچم مصطفوى جعد شام * روز دل‌افروز را بر رخ رخشان حجاب گر پوستين كنيم زره بر بدن رواست * از دست مشت و قاپوى قاپوچيان برف
( ابن حسام )
باورچى و نديم و بتكچيش بر فلك * با طوع و طبع و فرمان خورشيد و ماه و تير از اردوى قضا يافت نوئين نامى آخر * يرليغ باستانى ز امضاى حكم اول
( لطف اللّه نيشابورى )
آن نبينى كه صاحب تمغا * مىنهد داغ جمله بر كالا دمى كه مىگذرد ز آن نشان مجوى دگر * چرا كه ايلچى عمر بىنشان گذرد
( آذرى )
بهر عزل عامل منصوب و نصب ناميه * آل تمغاييست از سلطان دريا بار گل تنم تاربريشم گشت جويد يار جان تمغا * بلى ابريشم باريك را باشد گران تمغا . . .
( كاتبى )
زنهار در قوقون بحقارت نظر مكن * چون رشك كوزه‌هاى نباتست خربزه دارى از حق ملكت بىمنتها * يرلغش اللّه يهدى من يشا
( قاسم الانوار )