غير از اين نمونهها ، كه خود مشتى از خروارست ، مفردات و تركيبات فراوان ديگر تركى هم در پارسى آن دوران ديده مىشود و اينها همه علاوهييست بر آنچه پيش از اينها در زبان ما راه جسته بود ، و از ميان همهء اين تركيها و تركزبانيها ، بسيارى تا اواخر دوران قاجارى به كار مىرفت و بعضى هنوز همچون مرده ريگى از آن زمانهاى تاريك بازمانده است .
از كلمهها و تركيبهاى ديگر تركى آن زمانست : قورچى ( سرباز محافظ ) - تواچى ( حسابدار ) - شيلان ( هنگام صرف طعام ) - يراق ( ساز و برگ ) - الكا ( قسمتى از ولايت ) - بلوك ( ناحيه ، بخش ) - يورت ( سرمنزل ) - قشون ( سپاه ) - يورش ( هجوم ) - قاپچى ( حاجب ) - قوشچى ( بازدار ) جيبا ( سلاح ) - جيبا خانه ( انبار سلاح ) - قورخانه ( زرادخانه ) - ايلغار ( حركت تند ، هجوم ) - جوانغار ( ميسره ) - برانغار ( ميمنه ) - قدغن ( ممنوع ، منع ) - قروق ( مخصوص ، ويژه ) - آذوقه ( توشه ) - چپاول ( غارت ) - قمچى ( تازيانه ) - قيچى ( مقراض ) - تالان ( تاراج ) و جز آنها . . .
افزايش واژههاى تازى
و اما اگر به ميزان تأثير زبان عربى در فارسى اين دوران توجه داشته باشيم بمطالب تازهيى باز نمىخوريم . پارسى زيباى درى مدتها بود كه لگدكوب تازى دوستان شده بود و تربيتيافتگان مدارس اين عهد هم طبعا مانند پيشينيان خود آنچه از مفردات و تركيبات عربى در مدرسه مىآموختند در نوشتههاى خود به كار مىبردند و شايد در زبان گفتوگوى آنان نيز ، همين حالت وجود داشت . زبان عربى در ايران ، همراه توسعهء دين اسلام و عمر آن و ادامهء آن در ميان ايرانيان ، نفوذ و تأثير روزافزون مىيافت و بنابر همين اصل است كه هرچه بدورانهاى اخير نزديكتر شويم تأثير زبان تازى را در زبان پارسى بيشتر مىيابيم و هرچه در زمانهاى قديم بالاتر رويم كمتر . اما بواقع در منشآت اين عهد ، حتى در آثار ساده و خالى از تكلف و تصنع ، ميزان به كار بردن واژهها و تركيبهاى تازى ، بيرون از شمار است ، و بدتر از همه آنكه همراه اين واژهها و تركيبها ، قاعدههاى زبان تازى نيز بپارسى راه مىيافت ، و پيداست كه اين هر دو جريان امرى تازه نبود بلكه ادامهء رسمى بود كه از حدود قرن ششم آغاز شده ، در قرن هفتم و هشتم افزايش يافته ، در قرن نهم تندتر از پيش گرديده بود ، و بعد از آن دوران هم از شتاب باز نايستاد . من باسيرى بسيار شتابآميز و سخت كوتاه در برخى از كتابهاى اين دوران چند واژه و تركيب تازى يا متأثر از آنگونه تركيبها را در اينجا مىآورم كه بيقين برخى از آنها مرده -