عليشير و فخرى هروى هر دو دربارهء خليل سلطان پسر ميرانشاه ( سلطنت از 807 تا 812 ه . ) نوشتهاند كه بنظم تركى مشغول بود و يك مطلع تركى ازو نقل كردهاند « 1 » و البته از قوت طبع او در شعر فارسى و از اشعار فارسى او هم بىاطلاع نيستيم . پسر عم او اسكندر ميرزا ( م 818 ه ) پسر ميرزا عمر شيخ بن تيمور كه چندسال در فارس و اصفهان حكومت داشت ، شاعرى را بنام « مولانا حيدر تركىگوى » در درگاه خود داشت كه امير عليشير نوايى او را « از استادان شعراء ترك » شمرده است « 2 » . اين مولانا حيدر تركىگوى كه مداح اسكندر ميرزا بود ، دو مثنوى بتركى داشت بنام « مخزن اسرار » و « گل و نوروز » كه هر دو را بنام اسكندر ميرزا سرود « 3 » و خود اسكندر ميرزا هم شعر تركى مىگفته و ازو ابياتى بدين زبان نقل كردهاند « 4 » .
پسر ديگر عمر شيخ ميرزا يعنى « سيدى احمد ميرزا » ( متولد بسال 792 ه ) كه در غزل و مثنوى ابيات مشهور به فارسى دارد ، شاعر تركىگوى نيز بود و ازو ابياتى بتركى نقل شده است « 5 » .
دربارهء جهانشاه تركمان قراقويونلو ( م 872 ه ) پيش ازين گفتيم كه ديوان تركى و فارسى دارد كه نسخهيى از آن در كتابخانهء موزهء بريتانيا محفوظ است .
مقصود من در اينجا برشمردن يكايك شاعران تركىگوى قرن نهم و آغاز قرن دهم نيست بلكه مراد از ذكر اين شواهد آن بود تا بدانيم كه شعر تركى از اوايل قرن نهم هجرى رواج گرفت ، و اين نكته را بايد بر آنچه گفته شده است بيفزاييم كه اوج ادب تركى در اواخر قرن نهم و اوايل قرن دهم با ظهور شاعران و نويسندگان بزرگى مانند امير عليشير نوايى و ظهير الدين بابر مؤلف با برنامه و شاه اسمعيل صفوى متخلص بخطايى صاحب ديوان مشهور صورت گرفته است . امير عليشير كه در شعر تركى « نوايى » تخلص مىكرد ، در حقيقت
هامش
( 1 ) - روضة السلاطين ص 34 و مجالس النفائس ( لطائفنامه ) ص 125
( 2 ) - مجالس النفائس ( لطائفنامه ) ص 124
( 3 ) - آقاى حسام الدين راشدى در حاشيهء ص 34 - 35 روضة السلاطين ابياتى از اين هر دو مثنوى تركى نقل كرده است . بدانجا مراجعه شود .
( 4 ) - ايضا همان كتاب حاشيهء ص 35
( 5 ) - مجالس النفائس ( لطايفنامه ) ص 126 و روضة السلاطين ص 40 و تعليقات آن ص 219 - 220 .