پسران شاه اسمعيل يعنى شاه طهماسب و سام ميرزا و بهرام ميرزا نيز شاعر و نويسنده و هنرمند بودند و وضع اين خاندان در آغاز پادشاهيشان نشان مىدهد كه برسم زمان يعنى بوضعى كه در همهء خاندانهاى شاهى پايان قرن نهم و آغاز قرن دهم معمول بوده ، با تعليمات ادبى و تمرين شعر و شاعرى تربيت يافته و مانند ديگر امرا و شاهزادگان عهد خود برآمده بودند « 1 » .
پارسى و پارسىگويى در آسياى صغير
در خارج از ايران ، خواه در آسياى صغير و خواه در هندوستان هم نسبت بادب فارسى بديدهء اعتبار و اعتنا نگريسته مىشد . پيش از اين دربارهء چند تن از لغتنويسان و ادباى پارسىگوى يا كسانى كه لغتهاى فارسى بتركى تأليف مىكرده و در آسياى صغير بسر مىبردهاند ، اشاراتى داشتيم . سلاطين عثمانى هم از آغاز تشكيل دولتشان ، به زبان و ادب فارسى با عشق و علاقهء خاص مىنگريستند . راجع بعلل رواج فارسى پيش از عهد عثمانيان در آسياى صغير پيش ازين ، در مجلد دوم و سوم سخن گفتيم و دانستيم كه اين امر معلول حوادثى تاريخى است كه از اوايل عهد سلاجقه ، و مخصوصا با سلاجقهء آسياى صغير ، آغاز ميشد و در عهد حملات مغولان و در دورهء فرمانروايى ايلخانيان به صورت قاطعى توسعه مىيافت ، چنان كه در قرن هفتم و هشتم ، آسياى صغير يكى از مراكز بسيار مهم ادب فارسى و محل اجتماع شاعران و نويسندگان پارسىگوى ، مخصوصا عدهء كثيرى از عارفان ايرانى بود كه بدان ديار مهاجرت كرده و بساط تعليم و تربيت گسترده و آثار شيوايى بنثر و نظم پارسى پديد آورده بودند . دولت عثمانى كه از 699 هجرى با اعلام استقلال عثمان اول آغاز شده بسرعت طريق توسعه و ترقى پيمود ، و ارث تمام ترقيات ادبى عهد سلاجقهء روم گرديد و بروش همان سلسله همواره عدهيى از پارسىدانان و پارسىگويان در آن دربار ثروتمند نگاهدارى مىشدند و زبان فارسى يكى از دو زبان عمده و اساسى دربارى بود . پيداست
هامش
( 1 ) - دربارهء شاعرى شاه اسمعيل و خاندان او رجوع كنيد به روضة السلاطين فخرى هروى ص 69 - 72 و تعليقات آن از آقاى حسام الدين راشدى ص 271 - 272 ؛ و تحفهء سامى ص 7 - 10 و مآخذ ديگرى كه در روزگاران بعد سمت تدوين يافت .