از جملهء عادات خواندمير و سلف او ميرخواند آنست كه در پايان عهد هريك از سلاطين تيمورى شعرا و نويسندگان و مشايخ بزرگ دوران آنان را فهرستوار ذكر كنند و با مراجعهء مختصرى كه بدوران سلطانحسين بايقرا كردهايم نمونهيى از همين فهرستنگاريها بدست مىآيد . با مطالعه در اين فهرستها متجاوز از دويست شاعر را در عهد تيموريان مىشناسيم ولى اگر همين فهرستها را با مراجعه به كتابهايى نظير تذكرهء دولتشاه و مجالس النفائس و امثال آنها تكميل كنيم عددى كه بدست مىآيد خيلى از اين بيشتر خواهد بود .
شاهان و شاهزادگان پارسىگوى
اگر به كتابهايى كه در اواخر عهد تيموريه يا اوايل دوران صفويه در ذكر احوال شاعران قرن نهم و اوايل قرن دهم نوشته شده است ، مراجعه و در مطالعه باحوال شاهان و شاهزادگان شاعر در اين دوران اكتفا كنيم ، بفهرستهاى طولانى از پارسىگويان كه از خاندانهاى سلطنت و امارت ، چه در ايران و چه در خارج از اين كشور ، برخاستهاند دست مىيابيم . از جملهء اين كتابهاست تذكرهء دولتشاه كه مؤلف آن غالبا در ذيل احوال شاعران بذكر شاهان و شاهزادگان حامى آنان و بيان خدمات ادبيشان پرداخته است ، و بهتر از آن كتاب مجالس النفائس است كه در مجلس هفتم از آن فهرست نامهاى عدهيى از شاهزادگان تيمورى ذكر شد و نظير همين كتاب ، تحفهء سامى تأليف سام ميرزاست كه در « صحيفهء » اول از كتاب خود ( ص 6 - 21 چاپ تهران ) نام شاهان و شاهزادگان سخنور صفوى و تيمورى و عثمانى و اوزبك را با توضيحاتى دربارهء احوالشان و بعضى از ابيات معروف آنان آورده است و پيداست كه تذكرهنويسان بعد مانند آذر در آتشكده و هدايت در مجمع الفصحا و فاضل خان گروسى در انجمن خاقان و امثال آنان همين انديشه را پيروى كرده و يا اطلاعات خود را از مآخذ مذكور گرفتهاند .
يكى ديگر از اين گونه كتابها « روضة السلاطين » است از فخرى هروى از شاعران و مؤلفان اوايل عهد صفوى كه خواست كتابى بنويسد در ذكر شاهان و شاهزادگان شاعر تا عهد خود . وى در اين كتاب يك باب را اختصاص داده است به پادشاهان و امراى ازبك و