تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
تلخيص المفتاح جلال الدين قزوينى ( خطيب دمشق ) و شرح مفصل آن از « تفتازانى » معروف به « مطول » كه مير سيد شريف جرجانى ( م 816 ه ) و حسن بن محمد شاه فنارى ( 886 ه ) و محمد ابن فرامرز مشهور به « ملا خسرو » ( م 885 ه ) و ابو القاسم بن ابو بكر ليثى سمرقندى و حاشيهء شيخ الاسلام هرات احمد بن يحيى ( م 906 ه ) و شيخ علاء الدين على بن محمد شاهرودى بسطامى مشهور به « مصنفك » ( م 871 ه ) ( آغاز در هرات بسال 830 و انجام در بسطام بسال 832 ه ) و شمس الدين محمد بساطى ( م 842 ه ) و نظام الدين عثمان خطايى ( م 901 ) و عدهء كثير ديگرى بر آن حواشى نگاشته‌اند « 1 » ؛ و همچنين بر حاشيهء مير سيد شريف جرجانى بر تلخيص المفتاح . علاوه بر اينها بر مختصر المفتاح حواشى و شروح متعدد ديگرى در همين عهد ، خواه در ايران و خواه در روم ، نگاشته شده است كه ذكر همهء آنها سخن را بدرازا مىكشاند « 2 » . در اين عهد شاهد نهضت خاصى از جانب ادباى پارسىگوى در تدوين قواعد علوم بلاغى و بعضى از فنون ادبى فارسى هستيم و در همان حال هم مىبينيم كه محققان ادب اوقات خود را بيشتر در شرح صنايع و مخصوصا در توضيح معميات و لغزها و حل مشكلات اشعار در اين زمينه صرف ميكنند و علت آن خود توجه خاص شاعران و اديبان و متأدبان زمانست به اين نوع سخنان پوشيدهء مبهم و كوشش خاص در گشودن گره‌هاى الفاظ براى دريافت معانى . از اوايل اين عهد كتابى در فن معما داريم بنام « الاحياء فى حل المعما » كه مؤلف آن « منوچهر تاجر » ملقب به « بديع تبريزى » شاگرد كمال خجندى شاعر معروف پايان قرن هشتم « 3 » است . در آغاز اين كتاب بديع تبريزى گزارش گونه‌يى از زندگانى خود مىدهد كه بنابرآن وى در سال 794 ه در عنفوان شباب همراه پدرش ببازارگانى تا بلاد روم سفر كرده بود و بعد از وفات پدر از راه اردبيل به ايران آمد . و تا اين هنگام « محبت‌نامه » يى بنام « انيس العارفين » بنظم درآورده بود و در اردبيل يكى از دوستان و بازرگان‌زادگان از وى درخواست تا كتابى در شرح معميات بنگارد . منوچهر تاجر مىگويد كه اين كار در بادى امر دشوار مىنمود زيرا
هامش
( 1 ) - كشف الظنون ستونهاى 473 - 476 ( 2 ) - كشف الظنون ستونهاى 476 - 479 ( 3 ) - همين كتاب ج 3 ص 1131 - 1137