تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
از كتابهاى ديگرى اين عهد در فن معما كتاب « ضابطهء حل معما » تأليف مولانا كمال الدين محمد بدخشى است كه « در زمان ميرزا الغ بيك سرآمد شعراى سمرقند بود » « 1 » ، و در شمار بزرگان عهد سلطان حسين بايقرا نيز ازو ياد كرده و گفته‌اند كه « بحلاوت گفتار و بلاغت اشعار اتصاف داشت و همواره همت بر نظم معما و تأليف قواعد آن فن مىگماشت . مدت سى سال در ملازمت امير نظام الدين عليشير اوقات گذرانيد و چند رساله در علم معما مرقوم كلك فصاحت انتما گردانيد . . . » « 2 » . از جملهء اين رسائل يكى همين ضابطهء حل معماست كه نام برده‌ام . مؤلف مدعى است كه رسالهء خود را به نظر جامى رسانيده و محل التفات آن استاد و پسند خاطر امير كبير عليشير گرديده بود . بدخشى هم كتاب خود را در سه قسمت كرده اعمال سه‌گانهء تسهيلى و تحصيلى و تكميلى حل معما را در آنها نشان داده و هر قسمت را به چند بخش منقسم و هريك از آنها را در « ضابطه » و « تتمه » يى مرتب نموده است « 3 » . از جملهء دانشمندان دوران اخير تيمورى مولانا يوسف بديعى بود كه چندگاهى در سمرقند و سپس در هرات و بلاد ديگر خراسان بسر مىبرد و « در علم عروض و صنايع و بدايع شعرى و فن معما صاحب وقوف بود و در تبيين قواعد معما رسالهء مفيد تأليف فرمود . . . وفاتش در شهور سنهء سبع و تسعين و ثمانمأية ( 897 ه ) در سرخس اتفاق افتاد » « 4 » . ديگر از بزرگان مؤلفان فن معما « مولانا سيفى بخارى » از معاصران امير كبير عليشير نوايى است . وى مدتى در هرات به تحصيل علوم گذراند و سرانجام بموطن خود بخارا بازگشت و همانجا بدرود حيات گفت . رسالهء او در معما مشتمل است بر مقدمه و چهل قاعده و چند « تنبيه » و « خاتمه » . وى شهرانگيز يعنى منظومه‌يى دربارهء ارباب صناعات دارد بنام « صنايع البدايع » كه به صورت غزل در وصف ارباب صناعات و حرف ساخته و نيز رساله‌يى در عروض تأليف كرد
هامش
( 1 ) - حبيب السير ، تهران خيام ، ج 4 ص 38 ( 2 ) - ايضا حبيب السير ج 4 ص 347 ( 3 ) - فهرست كتب خطى كتابخانهء مجلس شوراى ملى ، ج 3 ص 130 - 131 ( 4 ) - حبيب السير ، تهران خيام ، ج 4 ص 337