كتاب ابراهيم قوام الدين فاروقى مريد شيخ شرف الدين احمد بن يحيى المنيرى منسوب به محل منير ( بضم اول و سكون دوم و فتح سوم ) است كه خود از مريدان نظام الدين اولياء بود و بسال 782 در ولايت بهار درگذشت . مريد او ابراهيم فاروقى كتاب خود را بنام همين شيخ « شرفنامهء منيرى » ناميد « 1 » و آن را در آغاز سال 878 بپايان برد « 2 » و بسلطان ابو المظفر باربك - شاه كه از 864 تا 879 بر بنگال حكومت مىكرد درآورد . اهميت شرفنامه در آنست كه براى هر لغت شاهدى از شاعران بزرگ ذكر شده است . در آغاز اين كتاب ديباچهيى منظوم و سپس شرحى دربارهء حروف مفرده و مركبهء فارسى ( پيشوندها و پسوندها ) آمده و لغتنامهء آن به ترتيب حروف تهجى و شرح لغات فارسى است و در پايان فصلى هم باسامى و اعداد تركى اختصاص يافته است « 3 » .
در همين دوره چند لغتنامهء فارسى بتركى تأليف شده است كه رواج آنها شاهديست بر نشر روزافزون زبان فارسى در قلمرو حكومتهاى تيمورى و تركمان و عثمانى . از جملهء اينهاست : كتاب نثار الملك تأليف لطف اللّه بن ابى يوسف حليمى كه كتاب خويش را بتاريخ 872 ه بنام سلطان بايزيد بن محمد عثمانى تأليف كرد . وى يك لغت فارسى بنام بحر الغرائب تأليف نموده و سپس شرحى بر آن بنام « القاسميه » نوشته است « 4 » .
كتاب معتبر ديگر كه به قصد تدوين قواعد زبان پارسى و ذكر معانى لغات پارسى بتركى نوشته شده « وسيلة المقاصد الى احسن المراصد » است تأليف كاتب رستم مولوى كه اثر خود را در سال 904 صورت كمال بخشيد . وى نيز مانند حليمى از پارسىدانان روم است و كتاب خود را نخست براى تربيت فرزندان خويش و طبعا به قصد خدمت بهمزبانان خود نگاشت « 5 » .
هامش
( 1 ) - خود در اين باب گفته است :سراپا كه مملو ز درّ درى است * شرفنامهء احمد منيرى است( 2 ) - گويد :ز هجرت هشتصد و هفتاد و هم هفت * گذشت و يك مهى افزون بر آن رفت( 3 ) - فهرست كتابخانهء مدرسهء سپهسالار ، ج 2 ص 189 - 191 ؛ فهرست نسخ فارسى كتابخانهء ملى پاريس ، ج 2 ص 196 - 199
( 4 ) - دربارهء همهء اين آثار « حليمى » رجوع شود به فهرست نسخ فارسى كتابخانهء ملى پاريس تأليف ادگار بلوشه ، ج 2 ، ص 224 - 227 و 229 - 231
( 5 ) - ايضا همان جلد ص 231 - 233