تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
تركان جغتايى از قلمرو رواج فرهنگ عربى اسلامى . در برابر اين گسيختگى پيوند ميان زبان فارسى و تركى از راه ترجمهء بسيارى از آثار فارسى بتركى ، و همچنين تدوين كتبى در لغت از فارسى بتركى يا عكس آن ، در اين عهد روزافزون بود .

علم لغت تازى و پارسى

علماى لغت در اين دوره بسه دسته تقسيم ميشوند : 1 ) نخست آنان كه كار پيشينيان را دربارهء زبان عربى ادامه دادند ولى اينان در ايران كار مهم تازه‌يى نكردند جز تلخيص كتابهاى پيشينيان يا فارسى كردن بعضى از كتابهاى اساسى و اينها همه نمايشگر تغيير شيوهء كار در فن ادب عربى و ساده‌تر شدن آن نزد پارسىگويان و انصراف روزافزون آنان از گرايش تام و تمام بادب عربى بود . 2 ) ديگر دسته‌يى كه انحصارا بتأليف كتبى در لغت فارسى به فارسى توجه داشتند و اين گروه را بايد پيشوايان نهضت عظيم لغت‌نويسى فارسى در قرن دهم و يازدهم شمرد . علت بزرگ رواج كار اين گروه حاجت عمده‌يى بود كه در قلمرو دولت عثمانى و نيز در هندوستان بآموختن زبان پارسى احساس مىشد و هر كار اساسى كه در تدوين اين گونه كتب انجام گرفته باشد در همان دو قلمرو حكومت زبان پارسى بوده است و لا غير . 3 ) دستهء سوم لغت‌نويسان تركى هستند كه كارشان نشان‌دهندهء شيوع عظيم زبان تركى در ايران و در قلمرو تسلط تركان عثمانى و حاجت اهل قلم و ديوان بدين زبان بود . در ميان دستهء نخستين از جملهء كتب معتبر قديم در لغت عرب ، كه مورد توجه تلخيص كنندگان قرار گرفت كتاب صحاح اللغهء جوهرى فارابيست كه تلخيص يا تحشيهء آن مسبوقست بقرنهاى پيشين خاصه قرن هفتم و هشتم هجرى ، و از جملهء اين دسته كتابها كه در قرن نهم تنظيم شد كتاب « الجامع » تأليف سيد محمد بن سيد حسن بن سيد على ( م 866 ه ) است كه تأليف آن بسال 854 ه در شهر ادرنه و بنام سلطان محمد فاتح انجام گرفت « 1 » . ديگر از اين گونه كتابها مختصر الصحاح تأليف شيخ مفلح الصيمرى است كه بهشتاد سالگى در 933 درگذشت « 2 » . كتاب القاموس فيروزآبادى هم در تمام قرنهاى بعد از تأليف همواره مورد توجه
هامش
( 1 ) - كشف الظنون بند 572 ؛ و نيز فهرست كتابخانهء مركزى دانشگاه ، ج 2 ، ص 369 ( 2 ) - فهرست كتابخانهء مدرسهء عالى سپهسالار ج 2 ص 281 و 282