تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
العلاج » ترتيب داده است « 1 » . از آثار ديگر غياث متطبب « مرآة الصحة » است كه مؤلف با وجود تفصيل مطالبش آن را « مختصر » وصف كرده است . اين كتاب به دو قسمت منقسم است : در قسمت اول از طب نظرى و در قسمت دوم از طب عملى بحث شده . طب نظرى شامل يك مقدمه و يك مقاله و طب عملى شامل پنج مقاله و يك خاتمه است . غياث الدين اين كتاب را در سال 896 ه . بنام سلطان بايزيد عثمانى ( 886 - 918 ه ) تأليف كرد « 2 » . از كتب ديگر طبى اين عهد كه به فارسى تأليف شده « تشريح البدن » است تأليف منصور بن محمد بن احمد بن يوسف بن الياس . اين كتاب در بعضى نسخ « رساله در تشريح بدن انسان و كيفيت اوضاع آن » ناميده شده و داراى يك مقدمه و پنج فصل در تشريح استخوانها و اعصاب و عضلات و عروق و آورده ، و يك خاتمه است . مؤلف كتاب خود را به ميرزا ضياء الدين پير محمد بهادر ( مقتول بسال 809 ) نوادهء تيمور تقديم داشته است . كتاب تشريح - البدن در سال 1264 ه . ق . بنام تشريح منصورى در لكنهو بطبع رسيد و معلوم است كه اين اسم منسوبست بنام مؤلف چنان كه گذشت . همين منصور بن محمد بن احمد كتاب معتبر ديگرى به فارسى دارد بنام « كفايهء مجاهديه » كه آن را « كفايهء منصورى » هم مىنامند و آن هم در لكنهو بطبع رسيده است . اين كتاب به دو « فن » منقسم گرديده ، در قسمت نخستين از طب نظرى و در دومين بخش از طب عملى سخن رفته است « 3 » .

3 - علوم ادبى

در قرن نهم شيوهء كار در علوم ادبى همانست كه در قرن هشتم بود ، يعنى تلخيص و تحشيه و شرح و شرح شرح كتب درسى ، و گاه نظم قواعد ادبى زبان عربى به قصد تسهيل كار متعلمان اين علوم و امثال اين اعمال . . . در اين ميان نكته‌يى كه قابل توجهست كاسته شدن از ميزان تأليفات به زبان عربى و افزوده شدن بر شمارهء كتابهاى فارسى در زمينهء علوم ادبى است ، و اين خود نشانه‌ييست از ادامه داشتن گسيختگى ارتباط ايرانيان در زير سلطهء مغولان و
هامش
( 1 ) - فهرست نسخ خطى فارسى كتابخانهء ملى پاريس ، ج 2 ص 137 ( 2 ) - ايضا ، ج 2 ، ص 96 ( 3 ) - ايضا ج 2 ، ص 99 - 100