تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
اما آن دسته كه بتعلم و تعليم حكمت مىپرداختند ، بهر شيوه و روشى كه تمايل مىداشتند ، همان طريقهء علمى را در اين راه تعقيب مىكردند كه در ساير علوم اين عهد وجود داشت ، يعنى كار اصلى و اساسيشان تلخيص و شرح و ايضاح آثار گذشتگان بود و احيانا خود رسالات و كتبى هم مىنوشتند . پيداست كه در رأس تمام آثار مورد مطالعه كتاب الاشارات و التنبيهات ابو على سينا و شرح آن بوسيلهء امام فخر رازى و خواجه نصير الدين طوسى قرار داشت كه در زمرهء كتب اساسى در تدريس حكمت بود و محاكمهء بين دو شارح مذكور و نوشتن حواشى بر شروح و تلخيص و حتى نظم كردن كتاب پور سينا در تمام قرن نهم و قرن دهم از جملهء كارهاى اساسى علماى زمان بوده است « 1 » با اين تبصره كه اصولا تمام مطالب حكمى در اين دوران با مسائل دينى و عرفانى خلط و آميزش شديد يافته بود و شارحان و حاشيه‌نويسان كتب فلسفى اين عهد روزبروز شدت اين امتزاج مىافزودند ، و از پيشروان اين عمل در قرن نهم بزرگانى مانند علامه شمس الدين الفنارى و قاضى زادهء رومى و علامه خواجه‌زاده و علامه على قوشجى و علامه جلال الدين دوانى هستند و خوانندهء آگاه به خوبى مىداند كه اين كوشش علماى قرن نهم بنوبهء خود دنباله و ذيل مساعى و مجاهداتيست كه از ابتداى آشنايى مسلمانان با حكمت يونانى و اسكندرانى آغاز يافته و روزبروز بر شدت آن افزوده شده بود ، و البته اين امرى بسيار طبيعى و اجتناب‌ناپذير در جامعهء بزرگى است كه همهء تشكيلات رسمى و مبانى زندگى روزانهء آن بر « شريعت » گذارده شود . نظير كارى كه در قرن نهم و اوايل قرن دهم با اشارات پور سينا مىكردند با ساير كتب معروف حكمت نيز مىشد ، مثلا بر شرح معروف علامه قطب الدين شيرازى بر حكمة الاشراق سهروردى در قرن نهم حاشيه‌يى به فارسى بدست مولانا عبد الكريم متوفى بسال 900 نوشته شد « 2 » ؛ و بر حكمة العين نجم الدين دبيران الكاتبى « 3 » علامه مير سيد شريف جرجانى در آغاز عهد تيمورى حاشيه‌يى نوشت و حاشيهء ديگرى بدست كمال الدين مسعود شيرازى ( م 905 ه )
هامش
( 1 ) - در اين باب رجوع كنيد به كشف الظنون ، ستونهاى 94 - 96 ( 2 ) - كشف الظنون ، ستون 685 ( 3 ) - همين كتاب ، ج 3 ص 255