تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
شيرازى را بر او و جواب اعتراضات صدر الدين بوسيلهء جلال الدين دوانى ( كه معروفست به حاشيهء جديد ) و اعتراضات مجدد مير صدر الدين شيرازى را نام مىبريم و گرمى كار محققان را دربارهء اين كتاب از همين مناقشات دو استاد محقق قياس مىتوان كرد .

2 - علوم عقلى

وضع عمومى علوم عقلى

همچنانكه پيش از اين بتفصيل گفته‌ام ، در اين دوره وقت مؤلفان علوم عقلى بيشتر به « شرح » و نوشتن « حاشيه » يا فراهم آوردن تلخيصها و امثال اين امور مىگذشت و كار بزرگى در زمينهء دانشها انجام نمىشد . از ميان علمايى كه بدين كارها مىپرداختند بعضى جامع علوم معقول و منقول بوده و در ابواب گوناگون كار مىكرده‌اند . از بزرگترين اين رجال در آغاز عهد تيمورى مير سيد شريف جرجانى و در اواخر آن دوره جلال الدين محمد دوانى هستند و در فاصلهء زمانى ميان اين دو بنام عدهء قابل توجهى از علما باز مىخوريم كه بيشتر در بلاد روم و عده‌يى ديگر در دستگاههاى تركمانان آذربايجان و گروهى در سمرقند و هرات و شيراز پراكنده بودند ولى سنخ كار همگى يكسان بود . اگر در منطق و مباحث مختلف آن كار مىكردند ، كارشان شرح و گزارش بود و اگر در رشته‌هاى حكمت رنج مىبردند در مباحث مختلف از فلسفهء مشاء و اشراق و يا حكمت پيوند يافته از آن‌رو ، و مباحثاتى در عرفان كه پيشينيان بميان آورده بودند ، سرگرم نگارش رسالات بوده و در اين باب هم همان سيرت عمومى را در شرح و تلخيص و تحشيه دنبال مىنموده‌اند . در ساير علوم وضع بهتر ازين نبود و كسانى مانند غياث الدين جمشيد كاشانى كه در مسائل رياضى بعضى ابتكارات تازه رسيده بود ، در اين عهد چنان نادرند كه حتى پيش گرفتن بحثى دربارهء آنان نيز زائد به نظر مىآيد . منظور اصلى در تنظيم اين شرحها و حاشيه‌ها و خلاصه‌ها هم در حقيقت دنبال كردن روشى بود كه از قرن هفتم و هشتم در تهيهء كتب درسى پيش گرفته بودند ، و چون اطلاع از زبان و ادب عربى در اين دوران بشدت رو بكاهش رفته بود ، از جملهء مساعى علما يكى آن بود كه اين كتابهاى علمى را ، اعم از آنكه درسى باشند يا غير درسى ، به زبان فارسى بنويسند ،
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 94 | ذبيح الله صفا