تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
غالب آثارى كه در قرن نهم و آغاز قرن دهم بوجود آمد ، اگر دربارهء مسائل علمى باشد قانع‌كننده نيست ، و اگر راجع بتاريخ و موضوعات متفرع از آن نوشته شده باشد بايد با احتياط مورد مطالعه قرار گيرد . با همهء اين احوال هنوز علما و فضلاء اين دوره و آثارشان از بسيارى جهات بر دوران بعد از خود برترى دارند زيرا دوران بعد همهء اين نقائص را از جهت انديشه و فكر داشت باضافهء تعصب كم‌نظير ! باتوجه به آنچه گذشت و با تأمل در سخن ابن خلدون كه بندى از آن در سطور پيش نقل شد ، اين نكته به آسانى دريافته مىشود كه غالب كتب مهم اين دوره دربارهء علوم و آداب در سرزمينهاى غربى ممالك اسلامى تأليف شده و اين هم از نتايج مستقيم حملهء مغول و فتنهء تيمور و انقلابات و نابسامانيهاى ميان اين دو واقعهء سهمگين است ، بدين معنى كه نزديك به تمام دانشمندان و مردمان روشن‌بين ايرانى در گيرودار اين حوادث از راه گريز يا مهاجرت به ممالك اطراف پناه بردند ، و در همانجايها ماندند و بساط تدريس گستردند و بتربيت شاگردانى كه بعدها جانشين آنان شده‌اند توفيق يافتند ، و پيداست كه چون در اين فصل قصد ما اكتفا به وضع علوم در قلمرو فرهنگ ايرانى است از ذكر نام دانشمندان و مؤلفانى كه در نواحى ديگر از ممالك اسلامى ظهور كرده‌اند خوددارى خواهيم كرد . يك نكتهء ديگر هم مانده است كه ناگفته نمىگذاريم ، و آن اينكه در همين دورهء تهى آتش فرومردهء انديشهء ايرانى بگسترش خود در زير خاكستر حوادث ادامه مىداد منتهى وضع زمان آن را بيشتر بتفكرات صوفيانه ، كه متأسفانه نحوهء مثبتى از انديشه‌مندى نيست ، مىكشانيد و به همين سبب در ميان بزرگان اين طايفه به چند اثر متوسط بازميخوريم كه تا حدى شايستهء عرضه داشت در برابر آثار پيشينان ميتواند بود و يا بعضى از علماى انگشت شمار را مىيابيم كه ميراث داران گذشته و ناقلان انديشه‌هاى پيشينيان بآيندگان بوده‌اند .