ولى در سخن او غثّ و سمين بسيار و از وجنات آن ناهموارى آشكارست و مسلما قسمت بزرگى از ناهمواريهاى الفاظ وى نتيجهء تصرّف ناسخان در اشعار اوست و اين معنى بعد از مختصر دقت در تصحيح ابيات او با توجه بقرائن مثبته بصراحت معلوم مىشود ، و محقق مىگردد كه قسمت اعظم از خطاهاى اشعار او مولود بىسوادى ناسخان است و تاكنون متأسفانه چاپهايى هم كه از آنها شده از حليهء دقت و صحت عارى و تبعيتى است از نسخههاى مغشوش و نادرست . از اشعار اوست :
درياى پاكى « 1 »
بزرگا قادرا پاكا خدايا * بنيكى بندگان را رهنمايا
كه يا رد گفت اكرام تو هرگز * بماندستم درين انعام عاجز
ز هر چيزى كه انديشم فزونى * ز هرچ آيد بوهم از آن برونى « 2 »
تويى كآغاز و انجامت نباشد * بگيتى در بجز كامت نباشد
بگيتى در سر مويى نبينم * كه آن را با تو هم رويى نبينم « 3 »
گر آنستى كه فرمانت نبودى * تگِ بادى همه عالم ربودى
سر مويى همه مخلوق گيهان * فرو بردى اگر دادى « 4 » تو فرمان
يكايك ذرهء گيتى كه هستند * همه در لطف تو اميد بستند
ترا جوينده پيدا و نهانى * كه هم اندر ميان هم بر كرانى
هزاران دل درين سودا بمانده * هزاران جان درين شيدا بمانده
كه در جانى و بيرون از جهانى * همهچيزى ز تو و تو نه آنى
هامش
( 1 ) - اشعار ارداويرافنامه منقولست از ارداويرافنامهء منظوم بتصحيح آقاى دكتر رحيم عفيفى مشهد 1343 ، با بعضى تصحيحات لازم .
( 2 ) - در اصل :ز هر چيز اندر آيد ز آن برونى .( 3 ) - در اصل : روحى نبينم .
( 4 ) - در اصل اگر بردى .